بغض و اشک در خداحافظی؛ بدی دیدم

خرید بک لینک
آیاسپورت- مدیرعامل سابق استقلال دقایقی بعد از جلسه هیات مدیره و انتخاب سرپرست جدید این باشگاه با اصحاب رسانه به گفتوگو پرداخت. متن صحبتهای سید رضا افتخاری:
«نه، این که میگویند از نظر جسمانی مشکل دارم شایعه است و ما فوتبالیست بودیم و حالا حالاها بازی میکنیم. آن چیزی که مرا به استعفا وادار کرد این بود که ما اینجا هر چه خوبی کردیم بدی دیدیم. من مختصر به شما میگویم. من همه چیز را نمیتوانم به هوادار بگویم. این که نمیگویم به حساب کمکاری من نگذارید. سابقه نداشته که در این باشگاه بازیکنی یا مربی البته به غیر از چند نفر بیش از سی درصد از مبلغ قرارداد خود را دریافت کنند. برای اولین بار در تاریخ این باشگاه ۸۰ درصد در سال گذشته و ۸۰ درصد هم امسال پول بازیکنان را پرداخت کردیم. با تمام مربیان و بازیکنان خارجی تسویه حساب کردیم و پروندههای باز مانده بسیاری از سالهای قبل را که در فیفا وجود داشت به سرانجام رساندیم و پول نفرات مورد را دادیم. باشگاهی که میلیاردها تومان بدهی دارد و توسط ایافسی تهدید میشد را رساندیم به اینجا که مجوز حرفهایگری به دست بیاورد و در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کند. بخش اندکی نیز باقی مانده است که انشاالله مدیریت جدید میآید و آنها را پرداخت میکند. شفافسازی مالی و شفافسازی قراردادها موضوع دیگری است که انجام شده است. این شایعاتی که شده در مورد نقل و انتقالات باید بگویم که من همه اینها را نگه داشتهام و به غیر از دو نفر که تاییدیه پزشکیشان آمده قرارداد بقیه را امضا نکردم و نگه داشتم که تاییدیه پزشکی بیاید. این که گفتند با بازیکن مصدوم قرارداد بستند اصلا قراردادی بسته نشده و من هنوز امضا نکردهام.»
«(به شدت احساساتی میشود.) جام جهانی بزرگترین خسارت را به باشگاه داد. من این را به آن دسته از هوادارانی میگویم که به پدر من هم توهین کردند (بغض میکند) او یک سید بزرگوار بود. جدش جواب همه اینها را میدهد. (دیگر کاملا میزند زیر گریه) دیر یا زود خودشان میبینند. نمیشناسند، اگر بشناسند خودشان از درد میمیرند. حالا من از این بحث خارج میشوم. من درباره کارهایی که برای این باشگاه کردیم صحبت میکردم. در طول این دو سال گذشته، برای اولین بار در تاریخ باشگاه، چند بار تکرار میکنم. در سال ۹۵ مفاصاحساب مالیاتی را بگیریم و سال ۹۶ هم در دست اقدام است. برای اولین بار مالیات خارجیها را کلا پرداخت کردیم. یعنی من الان که از اینجا بیرون میروم، به جز چند مورد که آژانس و هتل هستند و مجموعه ورزشی آزادی هیچ بدهی نداریم. شما گذشته را ببینید. چه قدر بدهی گذاشتند و رفتند و من الان جور آنها را میکشم. یک روز یک نفر به من گفت که آقا اگر قبلیها بدهی گذاشتند فلان قدر قهرمانی آوردند که گفتم اگر قهرمانی آوردند پول آن را من الان میدهم. وقتی آن موقع که بازیکن گرفتند اکنون پولش را من میدهم و قهرمانی مال آنها نیست و مال من است. بعضیها هم میگویند باشگاه بدهی داشت و الان هم بدهی دارد مثلا به جابر انصاری و...، اینها مختص فصل گذشته است و چک آنها هم صادر شده و ما به هیچ بازیکنی بدهی نداریم.»
«جام جهانی بزرگترین خسارت را به ما زد. اولا یک بازیکن مصدوم داریم و زمانی که برگشتند دو هفته به آنها استراحت دادند به همین دلیل ملیپوشان نتوانستند در اردو و برنامههای آمادهسازی ما شرکت کنند و به همین دلیل به سازمان لیگ نامه زدیم که به این دلیل بازی سوپرجام را به تعویق بیندازید و ترتیبی بدهید تا ما بتوانیم با آمادگی در این بازی حاضر شویم چرا که بعد از دوره بدنسازی اگر بازیکنان ما به میدان بروند دچار مصدومیت میشوند. ما گفتیم فردا اگر برابر تیم السد و پس از آن برنده الدحیل و پرسپولیس نتوانستیم نتیجه بگیریم چه کسی پاسخگو است؟ دوم پول تبلیغات محیطی است که اصلا معلوم نیست قراردادهایی که در فدراسیون بسته میشود و از ۱۶۰ تا میرسد به ۵۰ تا بر چه اساسی است . سه سال است پول بلیط فروشی را به ما ندادند و سه سال از تبلیغات محیطی یک ریال دریافت نکردیم. بعد هم میآیند میگویند این را به حساب شما گذاشتیم. برای همین است که بدهکار شدید. اما بدهیهای ما بابت چیست؟ تیم ما در مشهد و رشت بازی میکند آنها میزبان هستند به داور توهین میشود مارا جریمه میکنند. میگویند تماشاگر شما بوده در حالی که ما میهمان بودهایم. من در این محیط (فدراسیون) کار کردم و فضا را میشناسم. زمانی که تیم را در زمان آقای منصوریان تحویل گرفتم تیم بسته شده بود و من نه دخالتی در جذب مربی و دستیارانش داشتم و نه بازیکنان. اوایل لیگ هم تیم انتهای جدول بود و در نهایت آن رانایب قهرمان کردیم و سهمیه آسیا گرفتیم. بعد آن اتفاقات برای آقای منصوریان افتاد و مجبور شدیم بعد از استعفای ایشان مربی بیاوریم، و من شفر را که باتجربه بود آوردم برای تقویت تیم و نتیجه گرفتن آوردم و سپس تیام و جپاروف را جذب کردیم.»
«همه دیدند که سال گذشته استقلال بهترین بازیها را میکرد و بهترین نتایج را میگرفت و توانست بعد از سالها قهرمان جام حذفی شود و توانست سهمیه آسیا را بگیرد. دو بار هم در دربی در دوسالی که من بودم برنده شدیم. خیلی زحمت کشیده بود من در ریز مسایل نمیآیم که استقلال چگونه تیم شد. در این دو سال بیشترین فشار را تحمل کردم. من باید دنبال پول میدویدم من تنها بودم هیچ کس به من کمک نمیکرد و دنبال پول و بدهی باید میدویدم. دنبال مربی میدویدم دنبال بازیکن و کمپ جور کردن... اینها کارهای اجرایی بود باید انجام میدادیم. اما اما انتظار داشتیم. بالاخره بعد از این کمکهایی که من به تیم و بازیکنم کردم، انتظارم از بازیکنانم بعد از جام جهانی حداقل این بود که یک زنگ به من بزنند و بگویند حاج آقا حالت چه طور است و یک احوالپرسی کنند. آقای امید ابراهیمی از جام جهانی برگشت دو هفته موبایلش خاموش بود. بعد از این که یک بار موفق شدم تماس بگیرم به او گفتم چرا نمیآیی تکلیف قرارداد را مشخص کنی؟ شما نمیآیی و هوادار فکر میکند من کوتاهی میکنم. بعد میآید به من توهین میکند و من به خاطر شما چه قدر توهین بشنوم؟ گفت هفته آینده میآیم. هفته بعد هر چه زنگ زدم جواب نداد. به خسرو حیدری زنگ زدم که باجناقت کجاست؟ گفت که شهرستان است و مراسمی دارد و صبح بر میگردد. صبح تماس گرفتم و خسرو گفت از من نشنیده بگیر، رفته قطر! وقتی آمد به او گفتم آقای امید ابراهیمی، شما قبل از رفتن به قطر آمدی و به من بگویی فلان قدر میخواهم اما من ندادم و بعد بروی؟ من خودم را آماده کرده بودم که امید را با هر قیمتی پولش را جور کنم و نگهش دارم. همان کاری که با وریا کردم و نگهش داشتم.»
«آقای حسینی! شما که در استقلال شدی سید مجید حسینی، چرا بعد از جام جهانی جواب تلفن ما را ندادی؟ اینها بود که من تصمیم به استعفا گرفتم. گفتم اینقدر معرفت ندارند که جواب تلفن مدیرعامل را بدهند. من خودم را به زمین و زمان زدم. به کسانی رو زدم که تا به حال برای خودم از آنها چیزی نخواستهام. پول قرض کردم و به اینها دادم که مشکلاتشان را حل کنند. من چه قدر به اینها خدمت کردم. با این حال وقتی به اردو میرفتم توقع داشتند من به آنها سلام کنم! چه بگویم، بازیکنسالاری از همین جا شروع میشود. چرا دارم میروم؟ واقعا در زندگی با اینکه به اینها خیلی محبت کردم، هرچند خوب هم در بینشان هست و بعضی ها وقتی بفهمند من می روم، شاید ناراحت بشوند. در این فوتبال کثیف دلال ها بیداد میکنند و بازیکنان جوانی مثل نورافکن را که با زحمت در تیمهای پایه رشد و آموزش دادهایم و به تیم اصلی فرستادیم، هنوز یک سال بازی نکرده میبرند. این دلالها به خانههای بازیکنان رسیدهاند. الان شما یک تماس با یکی از این دلال ها بگیرید، 30 ثانیه نمیشود که بازیکنان خبردار میشوند. واقعا خیلی شرایط بد شده است. گفت من می روم و با مدیربرنامهام بر میگردم. ایشان با ما قرارداد دوساله دارد و فکر کنم ۸۰۰ میلیون تومان قراردادش است. من به او گفتم با توجه به این که شما اکنون حسینی سابق نیستی و رشد کردی و البته این رشد را هم مدیون باشگاه استقلال هستی، من کمک میکنم امسال قراردادت اضافه شود. گفت چه قدر اضافه میکنید و گفتم دو برابر میکنم که گفت نه کم است. گفتم باشد و یک مقدار دیگر هم اضافه میکنم. گفتم من زحمت کشیدم و طی این دو سال تیم را تیم کردم. گفتم استقلال اینقدر برای شما هزینه کرده تا بازیکن شوید و حالا یک سال دینتان را به این تیم ادا کن و سال بعد کمک میکنیم به تیم خوبی بروی. ایشان گفت من بروم و فکرهایم را کنم و بعد خبر میدهم. گفتم باشد و برو. صبح آمد و گفت پاسپورت مرا بدهید و فرم قرارداد جدید میفرستم. گفتم شما با ما قرارداد داری و یعنی چی فرم قرارداد جدید میفرستم که گفت با توجه به صحبتهای جدیدی که داشتیم و گفتم اشکال ندارد و من روی همان قرارداد یک متمم میگذارم. بعد مدیربرنامه او که بزرگترین لطمه را به استقلال میزند آمد و گفت که نه، ایشان میتواند ۱۰۰ هزار دلار بدهد و به هر تیمی که میخواهد برود. گفتم ۱۰۰ هزار دلار البته بعد از رضایت باشگاه و ما رضایت نمیدهیم و به او نیاز داریم. چون الان در باشگاه نیستم این حرفها را میزنم. اگر آن موقع میگفتم روحیه بازیکن خراب میشد و یک سری هوادار به پشتوانه بازیکن میآمد ولی الان دارم به هواداری که بارها به آنها گفتهام نمیتوانم یک چیزهایی را به شما بگویم و اگر بگویم سنگ روی سنگ بند نمیشود. به بازیکنان گفتم شما زمانی که از جام جهانی برگشتید هیچ کدامتان به اردو نرفتید. بعد هوادار به من حمله میکند. شما میبینید که در اردو نیستند و به من چه؟! شما که میبینید اینها برای اردو و مذاکره نمیآیند.»
«حالا برویم سر وقت خارجیها؛ دیروز از ساعت ۱۱ صبح تا ۲۱ با تیام و چپاروف جلسه داشتم و یک پیشنهاداتی که حالا میگویم. پیشنهادهایی شد که میگویم چه کسی پشت آن ایستاده است اما مدیر برنامه تیام میآید و میگوید اگر میخواهید تیام در تیم بماند باید پانصد هزار دلار روی میز بگذارید. فکر کردی با بچه طرف هستید؟ بگذارید هوادار به من فحش بدهد اما من از پول بیتالمال این هزینهها را نمیکنم. این مردم به نان شب خود محتاج هستند. من چرا باید به اینها پول مفت بدهم که چی؟ که تیمم فلان تیم را ببرد؟ نخواستیم. ما چرا باید به اینها باج بدهیم. موقعی که جلوی اینها میایستیم هم فحش میخوریم. اما اگر بخواهیم باج بدهیم آدم خوبی هم میشویم. همین هوادار باعث شد تا شفر دستمزد خود را بالا ببرد. من در دوبی که برای اولین بار با او مذاکره کردم با ۳۶۰ هزار دلار قرارداد بستم. چه طور میشود او میآید آن رقم را به ما پیشنهاد میدهد؟ برای اینکه دائم به من فحش میدادند فلان فلان شده چرا قرارداد با شفر را نمیبندید؟ نگذاشتند من طبق برنامه خودم پیش بروم چرا که در آن صورت در دقیقه نود میآمد و با ما تمدید میکرد حتی پایینتر از آن مبلغ اولیه قرارداد خود را تمدید میکرد. آنقدر به من فشار آوردند که در روز فینال جام حذفی مجبور شدیم قرارداد ببنیدم و جانمان را نجات دهیم. مبلغ قرارداد او هشتصد هزار دلار با دستیارانش است و دویست هزار دلار هم اسپانسر به او خواهد داد. یعنی یک میلیون دلار با دستیارانش. جپارف دیروز آمده و به من میگوید چهارصد هزار دلار به من بدهید تا سه ساله قرارداد ببندم. من میگویم تو ۳۶ ساله هستی و سه سال دیگر باید با عصا بیایی برای من بازی کنی. من اینها را به مردم نگفتم چون تصور میکردم بتوانم آنها را راضی به این کار کنم.»
«بابت آقای شجاعیان یک میلیارد و پانصد میلیون تومان باید به باشگاه گسترش فولاد میدادیم تا ایشان را سه ساله به خدمت میگرفتیم. از این مبلغ یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون پرداخت شده و ۲۰۰ میلیون که یک قسط است عقب افتاده که اینقدر شلوغش کردهاند. من به خاطر مشکلات جاری باشگاه و اینکه اینها خودی هستند و آقای زنوزی خودش گفتند من عاشق استقلالم و مشکلی نیست عقب انداختم. باشگاه گسترش فولاد خودی است و نمیرود که شکایت کند اما afc این حرفها حالیاش نمیشود و باید اول پول بدهیهای آن را میدادم. فردا نگویند که تو آنجا بودی چرا پیشبینی نکردی و در هر صورت پول باشگاه گسترش فولاد اینقدر که بزرگش کردند نبود. ۲۰۰ میلیون شجاعیان و باشگاه گسترش را میدهیم و ماجرا را تمام میکنیم. ببنید آقای توفیقی مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفت. وقتی ایشان آمدند مقابل دلال و مدیربرنامه میایستد و باج نمیدهد و قراردادهایی میبندد که مثلا مجید حسینی نمیتواند برود آن زمان مورد هجمه قرار میگیرد. ما بارها شده که ۱۱ ساعت مینشستیم و در مورد یک قرارداد بحث میکردیم. آقای توفیقی خسته که نمیشد هیچ، کار خودش را هم به نحو احسن انجام میداد. این مشکلاتی بود که برای توفیقی هم درست کرده بودند و در این مدت بدون اینکه یک ریال از باشگاه بگیرد تمام وقت زحمت میکشید و خدمت بزرگی به استقلال کرد. همین چند بازیکنی که گرفتیم به کمک ایشان گرفتیم. متاسفانه کسانی در هیات مدیره داشتیم که فقط حرف میزدند. نتوانستند یک ریال پول به باشگاه بیاورند. تنها کسی که برای تامین منابع باشگاه پا به پای ما آمد آقای ملکی بود. فقط مصاحبه بکنند یا هوادار و یا بازیکن را مقابل ما قرار دهند و جالب بود که وقتی طرف را زیر سوال میبرند میگوید که ما گفتیم مدیرعامل انجام بدهد اما نمیدانیم چرا انجام نداده است! چه را گفتی؟ چرا یکی از آنها را خودت انجام ندادی؟»
«ما در جلسه هیئت مدیره صحبت کردیم. نتیجه این شد که اگر جپاروف زیاده خواهی بکند، قراردادش منتفی میشود ولی پول تیام را هیئت مدیره اگر میتواند، جور کند و او را در تیم نگه دارد. افراد زیادی پشت صحنه افزایش مبلغ جپاروف و تیام حضور دارند. وقتی هوادار باشگاه را تحت فشار میگذارد، بیشترین بهره را بازیکن میبرد و بیشترین ضرر هم به باشگاه میرسد. خارجیها هم این را فهمیدهاند. بدون استثنا همه آنها در ایران آدم دارند و اخبار به روز را میگیرند. وقتی مطلع شدند باشگاه در فشار است، گفتند ما هم میایستیم تا جایی که باشگاه به مبلغ مورد نظر ما برسد و پس از آن قرارداد را ببندیم. ولی اگر پشت باشگاه میآمدند، من با این بازیکنان با نصف قیمت میبستم، همانطور که در مرحله اول چنین کاری کردم. مگر قرارداد سال اول تیام بالای ۳۰۰ هزار تا بود؟ جپاروف هم همینقدر بود. خود شفر هم ۳۶۰ هزار دلار بود. زمانی که اینجا کار میکردم چون محرمانه بود هیچ عددی را نمیگفتم. اما میخواهم بگویم که همه توهینهایی که به من شد، هیچ کدام مال من نبود و من هیچ کوتاهیای نکردم. دیروز به ترکیه رفتم که یک دلار در آن پیدا نمیشود. از شرکتی که پسرم در آن کار میکند خواهش کردم که ۱۰۰ هزار دلار به ما قرض بدهد تا پول شفر و دستیارانش را بدهیم. چه کسی این کار را میکند که خودش بدهکار شود تا مشکلات باشگاه را حل کند؟ هوادارانی که به ما میگفتند شماره حساب بده که کمک کنیم، از کمکهای آنها کلا ۱۰ میلیون روی هم رفته جمع نشد. این رقم پول بلیت تیام هم نمیشود که از سنگال به ایران بیاید. اما توهین و فحاشی را خوب بلد هستند. البته باید بگویم که برخی هم خوب و منطقی رفتار کردند و هدایت شده نبودند. بیرون خیلیها را میبینم که تشکر هم میکنند به خاطر کارهایی که من کردم و تیمی که ساخته شده و مربی که آوردیم.»
«امسال هم بازیکنانی مثل صیادمنش و آذری را جذب کردیم که آینده استقلال بیمه میشود. اینها دو سال بعد با نزدیک به ۲۰ سال سن فیکس تیم ملی میشوند. همچنین در این دو ساله ما همه قراردادها را اصلاح کردیم. دیگر کسی نمیتواند سر باشگاه را کلاه بگذارد. قبلا بازیکنان مسن میآمدند و با استقلال ۳ ساله میبستند. برخی قرارداد بستند و ۲ سال روی نیمکت نشستند و پولشان را هم گرفتند. بازیکنی آمد که مصدوم بود و قرارداد بست و آخر هم پولش را گرفت و رفت. امسال کاری کردیم که تمام بازیکنان جوان ۵ ساله بدون قید و شرط با استقلال بستند. نه اجازه دادیم دلالی کنارشان باشد و نه این که هر موقع خواستند بروند. کل اختیارشان با باشگاه است. به نظرم الان دیگر همه چیز شفاف شد. بگذارید من افشاگری کنم. دو اسپانسر پشت صحنه این بازی سوپرجام هستند و به همین دلیل همه را بسیج کردند که بیایند این بازی را برگزار کنند تا به قول خودشان دو میلیارد گیرشان بیاید. من به خاطر این که آنها دو میلیارد گیرشان بیاید نمیآیم تیمم را به هم بریزم و بازیکنم را مصدوم کنم. من در فوتبال بزرگ شدم و میدانم این بازی جز ضرر چیزی برای من ندارد. پیش وزیر هم رفتم و توضیح دادم ایشان هم موافق برگزاری این بازی نبود حالا آقایان اینقدر اصرار دارند بازی برگزار شود من نمیدانم. بعد هم میآیند و میگویند چون استقلال حاضر نشد بازی سه بر صفر شد. مگر تیم به زمین آمد تا داور بازی را سه بر صفر اعلام کند؟»
«نه خیر من در هیات مدیره دیگر نیستم. دوستان گفتند اما من قبول نکردم چرا که این همه برای تیم زحمت کشیدم اما آن طور دستمزد من را دادند. به اندازه کافی به خانواده من ناسزار گفتند و فحاشی کردند. من از خانواده ای مذهبی هستم و هیچگاه دینم را فدای آخرت نمی کنیم. به کسی هم ظلم نکردیم. ممکن است یک روز دیگر به باشگاه بیایم و باقی ماندهها را تحویل آقای فتحی بدهم. به دلیل مشکلاتی که برای شفر در فرودگاه به وجود آمد مسئول تشریفات را تغییر دادیم. پس از آن دیدیم آقای زرندی با توجه به فعالیتهایی که دارد نمیتواند به عنوان مترجم شفر فعالیت کند. در فضای مجازی ما را بمباران میکردند. من که وقت نمیکردم پاسخگوی آنها باشم. آقای زرندی انسان بسیار خوبی است و من هم خیلی او را دوست دارم و فقط برای راحت بودن خود گفتیم یک نفر را در روابط عمومی میگذاریم تا کارها انجام دهد. تقصیر زمانی؟ نه این را نگویید، من با ایشان دوست هستم و به این دوستی افتخار هم میکنم. مجموع چیزهایی که برای شما تعریف کردم باعث شد تا من از تیم بروم. به غیر از این ما هم زندگی داریم. دو سال است به صورت شبانهروز در باشگاه استقلال مشغول به کار هستیم. بدون چشمداشت همه وقتم را گذاشتم و اتفاقا از جیبم هم هزینه کرد اما آخرش می آیند و برای دو بازیکن که من مقصر تمدید نکردن آنها نیستم این رفتار را با من میکنند. در این رابطه من نمیتوانستم هر چه آن دو بازیکن میگویند بگویم چشم. اتفاقا آنها هم فهمیدند که با هوادار میتوانند قیمت خود را بالا ببرند. من که رفتم اما هواداران حواسشان باشد. به مدیریت بعدی این فشارها را نیاورند. بازیکنان و مربیان خارجی از این موضوع سو استفاده میکنند. اگر آنها باشگاهشان را دوست دارند این کار را نکنند.»
«موقعی که میآیند و حرمتها شکسته میشود. جمع میشوند جلوی وزارتخانه. وزیر که بنده خدا چندین بار کارمان گیر کرده و رفتیم آنجا و کمک کرده است. بعد میروند به ایشان توهین میکنند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. آن بنده خدا چه گناهی کرده وقتی اینقدر از استقلال حمایت کرده و به او توهین میکنند. اینها باب و مرسوم شده که میروند و میگویند وزیر پرسپولیسی نمیخواهیم اما من خبر دارم که ایشان چه کمکهای بزرگی به استقلال کرده است. پرسپولیسیها هم هر وقت مشکلی به وجود میآید میروند و میگویند وزیر استقلالی نمیخواهیم و این نشان میدهد که ایشان تبعیضی قائل نیست و هر زمان هم من رفتم کارم را انجام داد. آن روزی که آقای شفر در فرودگاه گیر کرده بود من به ایشان (سلطانیفر) که در کرمان برای افتتاح پروژهای تشریف داشتند، زنگ زدم و گفتم برای این مساله به کمک شما نیاز داریم. لطف کنید و به وزیر کشور زنگ بزنید تا مشکل آنها حل شود و تا ۵ دقیقه میخواهم مشکل اینها حل شود و سوار هواپیما شوند! با تعجب گفت ۵ دقیقه! در عرض سه دقیقه کارمان را انجام داد. من وقتی میبینم که اینها میروند به وزیر توهین میکنند، میگویم من بروم تا شاید دست از سر وزیری که اینقدر به ما کمک میکند بردارند. بزرگترین لطمه را به باشگاه بعضی از هواداران استقلال زدند. در مورد قرارداد با شفر و البته در مورد قرارداد با دو بازیکن خارجی. فشار آوردند که تمدید کنیم. بابا من کارم را بلدم. مگر شفر را من نیاوردم؟ مگر تیام را من نیاوردم؟ اگر میخواستم به حرف شما گوش بدهم تیام را همان پارسال با یک میلیون دلار باید میآوردم. نمیگذارند آدم کار خودش را بکند. در همین ترکیه که پدرم فوت کرده بود من ۹ ساعت در ترکیه ماندم و با تیام حرف زدم. حالا آمدیم و یک چرت در فرودگاه زدیم و از آن عکس گرفتند که آی این خواب است. نه همه شما خوابید. من ساعت ۳ صبح بازیکن گرفتم وقتی همه شما خواب بودید! اینهاست که آدم دلسرد میشود. من به چه امیدی میماندم، این قدر خدمت کردم و تیمشان را قهرمان کردم اما نتیجه این شد گفتم پس اشتباه کردم، دوست هم ندارم به خانواده من یک موی آنها را با همه اینها عوض نمیکنم توهینی شود. به خاطر زن و بچهام استعفا دادم.»
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 240 تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 12:11

صفحه بندی