شوپنهاور خداناباری خودتنها انگار

خرید بک لینک
این موضوع جا افتاده و کلاسیک که خداناباوری به ماده گرایی یا ضد ایده الیسم میانجامه توسط پدر اگزیستانسیالیسم یعنی شوپنهاور شکسته میشود. شوپنهاور که خودش رو فرزند کانت میدونه و میگه من کودکی بودم که با خواندن کانت بزرگ شدم اولین کسی است که متافیزیک Will رو در فلسفه پایه ریزی میکنه که بعد ها کیکه گور و نیچه که تحت تاثیر افراطی از نوشته های شوپنهاور قرار میگیرند، از این متافیزیک جدید استفاده میکنند و اگزیستانسیالیسم پسامدرن رو تاسیس میکنند.
شوپنهاور کتابی مینویسه به اسم جهان تصور من است که به زعم خود تضاد بین نومن ها و فنومن ها رو با WILL حل میکنه در آنجا که نومن ها میشه wILL و فنومن ها میشه همون محتوای متکثر شناختی که به تصور هم ترجمه میشه.

خلاصه فلسفه شوپنهاور این است:
چون یک خواست و اراده برای حرکت است پس دست و پا هست! چون یک خواست و اراده برای دیدن است پس چشم هست، چون یک خواست و اراده برای شنیدن است پس گوش هست، چون یک خواست و اراده برای فهمیدن و شناختن است پس مغز هست! تمام مقولات فاهمه کانت در دید شوپنهاور میتونه به تنها مقوله علیت نزول یابد و جهان آنگاه چیزی نیست غیر از یک اراده + محتوای متکثر شناختی آن.

این نگاه کاملن از نظر من به خودتنها انگاری به معنی خاص فلسفه ای آن
Solipsism منجر میشه که کاملن ایده الیسم در آن معتبر باقی میمونه.
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 132 تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:28

صفحه بندی