عصر روشنگری – استیو پینکر

خرید بک لینک

استیو پینکر، دانشمند علوم شناختی، در کتاب جدید خود تحت عنوان Enlightenment Now به نقش عصر روشنگری در پیشرفت بشر پرداخته و از طریق دادههای تجربی تاریخی تلاش میکند نشان دهد بهترین روش برای حرکت رو به جلو، ادامهی همان مسیر و بهرهگیری از اصول و محورهای اساسی عصر روشنگری است. در ادامه به خلاصهای از موضوعات و استدلال استیو پینکر خواهیم پرداخت.

ایدهی اساسی عصر روشنگری استفاده از دانش در جهت رشد و تعالی بشر بود.
عصر روشنگری حول چهار محور بنا شد:
• دلیل
• علم
• انسانگرایی
• پیشرفت

دلیل
مراجع سنتی عقاید، مولد توهمات هستند: ایمان، الهامات غیبی، سنت، روحانیت، عرفان، کشف و شهود، رجوع به کتب مقدس، همه و همه ما را به اشتباه میاندازند.
در عوض اما دلیل، قابل مذاکره نیست. به محض اینکه بخواهید دلایلی ارائه کنید برای اینکه چرا باید به چیزی جز دلیل اعتماد کنیم... برای اینکه چرا حق با شماست؟ چرا دیگران باید شما را باور کنند؟ برای اینکه چرا شما دروغ یا چرندیات نمیگویید؟ بلافاصله در بحث شکست خوردهاید. چون به اقامهی دلیل رجوع کردهاید.
انسانها در حالت عادی چندان موجودات معقولی نیستند. علوم شناختی نشان دادهاند که بشر حکایت و تمثیل را تعمیم میدهد، از کلیشهها دلیل میتراشد، به دنبال دلایلی میگردد که عقاید خود را تایید کند و دلایل و شواهدی که عقاید او را زیر سوال میبرد را ندیده میگیرد، و همگی بیش از حد به دانش و خرد درستی تشخیص خود مطمئن هستند.
اما انسانها توانایی رجوع به دلیل را دارند، اگر از قواعد خاصی پیروی کنند:
• آزادی بیان
• نقد آزادانه و مناظره
• آنالیز منطقی
• بررسی فکتها
• آزمایش تجربی

علم
علم بر این اساس بنا شده که جهان قابل فهم است. اینکه میتوانیم با سرهم کردن توضیحات احتمالی و آزمایش آنها در مواجهه با واقعیت، جهان را بفهمیم.
علم نشان داده که مطمئنترین روش برای فهم جهان و فهم خود انسان است. یکی از عناصر مهم عصر روشنگری این است که میتوان علوم انسانی داشت و میتوان اعتقادات مربوط به جامعه را درست مانند هر اعتقاد دیگری در مورد جهان مورد آزمایش و بررسی قرار داد.

انسانگرایی
در دیدگاه انسانگرایانه، والاترین هدف اخلاقی، کاهش مصائب بشر و ارتقا و تعالی وضعیت انسان است.
خب مگر کسی هم هست که با تعالی بشر مخالف باشد؟!
واقعیت این است که گزینههای مختلفی در تقابل با انسانگرایی وجود دارند:
برای نمونه اینکه والاترین هدف اخلاقی:
- ارتقای افتخارات قبیله، ملت، نژاد، طبقه یا دین است.
- تبعیت از فرامین الهی و ترغیب دیگران به همین کار است.
- دستیابی به فتوحات قهرمانانه است.
- پیشبرد یک نیروی عرفانی، دیالکتیک، نبرد، یا پیگیری یک اتوپیا و عصر آخرالزمانی است.
انسانگرایی از این جهت ممکن است که بشر دارای یک قوهی همدردی است و دغدغهی بهبود وضعیت دیگران را دارد، که یکی دیگر از عناصر کلیدی عصر روشنگری است.
البته به صورت پیشفرض، دایرهی دغدغهمندی ما کوچک است: خانواده، دوستان، متحدین، حیوانات کوچک پشمالو و همین!
اما دایرهی دغدغهمندی ما میتواند از طریق فرآیندهای جهانیسازی و درهمآمیختن مردم و عقاید مختلف گسترش یابد:
• آموزش
• روزنامهنگاری
• هنر
• مهاجرت
• تعقل


پیشرفت
اگر دانش و دغدغهی خود را بر کاهش مصائب و ارتقای تعالی بشر متمرکز کنیم، میتوانیم کم کم در این راه موفق شویم.

250 سال بعد!
این عصر روشنگری به کجا رسید؟!

اگر از اکثر متفکرین بپرسید، میگویند به جایی نرسیده! چراکه به نظر میرسد متفکرین از پیشرفت متنفرند! آنهایی هم که خودشان را ترقیخواه مینامند نیز به طریق اولی از پیشرفت متنفرند!
البته اینطور نیست که از مزایای پیشرفت متنفر باشند، اکثر اساتید و منتقدین و متفکرین هم ترجیح میدهند در اتاق عمل از گزینهی بیهوشی استفاده کنند!
بلکه اصولا ایدهی ترقی و پیشرفت است که اینها را آزار میدهد.

میفرمایند اگر فکر میکنی میشود مشکلات را اصلاح کرد:
ایمانی کورکورانه و اعتقادی شبه مذهبی به خرافهی تاریخ مصرف گذشته و وعدهی دروغین و افسانهی ترقی و پیشرفت رو به جلو داری!
میفرمایند:
تو یک آلت تبلیغاتی در دست فرهنگ سخیف آمریکایی هستی با روحیهای شعاری و ایدئولوژی اتاق فکر سرمایهداری، سیلیکان والی، و سازمان بازرگانی!

اما همهی اینها بیربط هستند. چراکه پرسش در این مورد که پیشرفتی رخ داده یا نه، یک فرضیهی تجربی است.
وضعیت بشر را میتوان با ملاکهای مختلفی سنجید:
• طول عمر
• بهداشت و سلامت
• تغذیه
• رفاه
• صلح
• آزادی
• امنیت
• دانش
• اوقات فراغت
• خوشحالی
اگر اینها با گذشت زمان رشد کرده باشند، پیشرفت و ترقی رخ داده.

حال به دادههای تجربی در طول تاریخ میپردازیم:
طول عمر

اکثر طول تاریخ، طول عمر بشر حدود 30 سال بود. اما در آغاز قرن 19 میلادی، با کشف واکسیناسیون، ارتقای بهداشت، و بعدا آنتیبیوتیکها، متوسط طول عمر انسان در سطح جهان به 71 سال ارتقا یافته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

مانند اکثر ملاکهای پیشرفت، ارتقای طول عمر بشر نیز در جهان فوقالعاده نابرابر بوده، ابتدا اروپا بود که از مرگ و میر در سنین پایین رهایی یافت، سپس آمریکا، در قرن بیستم آسیا نیز اضافه شد و اکنون آفریقا نیز به این آمار نزدیک میشود.
عصر روشنگری – استیو پینکر

در اکثر طول تاریخ، اصلیترین علت طول عمر پایین، مرگ و میر کودکان بود. حتی در کشوری که امروزه بین کشورهای فوقالعاده پیشرفته به شمار میرود، سوئد، نرخ مرگ و میر کودکان در 1750 میلادی 33 درصد بود، یعنی از هر 3 کودک، یکی از آنها تولد 5 سالگی خود را نمیدید. این عدد به 0.3 درصد در 2015 رسید. یعنی صد برابر کاهش. همین روند سپس در کشورهای آمریکایی مانند کانادا ادامه یافت، کشورهای آسیایی مانند کره جنوبی، کشورهای آمریکای لاتین مانند شیلی، و اخیرا کشورهای آفریقایی مانند اتیوپیا که نرخ مرگ و میر کودکان در آن از 25 درصد به کمتر از 6 درصد رسیده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

تغذیه
یک انسان مذکر بالغ و فعال و متعادل نیاز به 2500 کالری در روز دارد. رقمی که هیچ کشوری از آن بالاتر نرفت تا رسیدیم به انقلاب کشاورزی در بریتانیا در اواخر قرن 18 میلادی. پیشرفت در علوم کشاورزی مانند تناوب زراعی، بعدا اختراع کودهای مصنوعی، مکانیزه شدن کشاورزی و قلمهزنی انتخابی نژادهای پربار منجر به بالا رفتن امکان تغذیه در انگلستان، سپس ایالات متحده، فرانسه، و اخیرا کشورهای آسیایی مانند چین و هند شد.
عصر روشنگری – استیو پینکر

البته این پیشرفت خیلی منفی میبود اگر همهی این کالریهای اضافه صرف فربهتر کردن افراد فربه میشد. اما واقعیت این است که صرف پایین آوردن نرخ سوء تغذیه در جهان شدهاند. در 1970 میلادی حدود 35 درصد از جهان در حال توسعه از سوء تغذیه رنج میبرد، این رقم تا پایین 15 درصد کاهش پیدا کرده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

یکی از بدترین انواع سوء تغذیه، قحطی بود، یکی از ستونهای فروپاشی جامعه، که ممکن بود برای هر کشوری رخ بدهد و در مدتی کوتاه کشور را مبدل به مخروبه کند. اما طی 150 سال گذشته، نرخ قحطی در جهان کاهش یافته و امروزه قحطی فقط در مناطق به شدت دور افتاده و جنگزده رخ میدهد.

رفاه
در اکثر طول تاریخ، رشد اقتصادی وجود نداشت. نمودار زیر رشد اقتصادی را از سال 1 تا 2015 میلادی نشان میدهد.
عصر روشنگری – استیو پینکر

همانطور که مشاهده میکنید، رشد اقتصادی با انقلاب صنعتی در قرن 19 میلادی آغاز شد، با توسعهی تکنولوژی، به خصوص مهار انرژی، آموزش، بازار، سازمانهای اقتصادی، و اخیرا تجارت جهانی، که منجر به رشد 200 برابری رشد اقتصادی جهانی نسبت به قرن 18 میلادی شده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

این هم یک پیشرفت عبث دیگر میبود اگر همهی منافع این رشد اقتصادی نصیب یک درصد مرفه جامعه میشد، اما واقعیت این است که این رشد اقتصادی منجر به کاهش «فقر مطلق» شده. که با حداقلهای لازم برای تامین نیازهای ضروری یک خانوار سنجیده میشود. که در 2015 معادل 1.19 دلار در روز تعیین شده. در 1820 میلادی، 90 درصد از جمعیت جهان دچار فقر مطلق بود، این رقم امروزه به کمتر از 10 درصد کاهش پیدا کرده، که بیشتر این پیشرفت طی چند دههی اخیر رخ داده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

چون کشورهای فقیر سریعتر از کشورهای ثروتمند در حال رشد هستند، نرخ نابرابری بینالمللی که با آغاز انقلاب صنعتی و ثروتمند شدن سریع برخی کشورها به صورتی اجتنابناپذیر بالا رفته بود، اکنون رو به کاهش گذاشته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

نابرابری اقتصادی درون کشورهای ثروتمند به شدت در حال افزایش بوده اما معنایش این نبوده که کشورهای پیشرفته در مقابل فقرا بیمسئولیت شدهاند، دقیقا برعکس. برای قرنها و قرنها هیچ کشور پیشرفتهای بیش از 1.5 درصد از ثروتش را به تحولات اجتماعی (در حمایت از کودکان، فقرا، سالمندان و بیماران) اختصاص نداده بود. اما در قرن بیستم، تمامی کشورهای توسعهیافته برنامههای جامعی با هدف باز توزیع ثروت به راه انداختند و امروزه متوسط باز توزیع در میان کشورهای OECD معادل 22 درصد از GDP است.
عصر روشنگری – استیو پینکر

به لطف این تحولات اجتماعی، با وجود رشد نابرابری، فقر در حال کاهش بوده. اگر فقر را بر مبنای درآمد خالص حساب کنید (یعنی درآمد منهای مالیات و غیره). در 1960 میلادی حدود 30 درصد از جمعیت جمعیت آمریکا زیر خط فقر بود، این رقم به زیر 7 درصد کاهش یافته. و اگر فقر را بر مبنای مصرف بسنجید، توانایی زندگی مردم، از 32 درصد به زیر 3 درصد کاهش یافته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

صلح
در اکثر طول تاریخ، وضعیت طبیعی روابط بین کشورها، وضعیت جنگ بود و صلح یک مقطع موقتی بین جنگهای مختلف بود. در نمودار زیر درصد سالهایی که قدرتهای بزرگ جهان در حال نزاع باهم بودند را مشاهده میکنید. و مشاهده میکنید که حدود 400 سال پیش، قدرتهای بزرگ جهان تقریبا همیشه باهم در جنگ بودند و اخیرا تقریبا هیچ وقت در جنگ باهم نبودهاند.
عصر روشنگری – استیو پینکر

اگر روی قرن بیستم متمرکز شویم مشاهده میکنیم که علارغم پایین آمدن نرخ جنگها، شدت دو جنگ اخیر ابرقدرتها فجیع بوده. نرخ مرگ و میر در جنگ در قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم را در نمودار زیر مشاهده میکنید و دو مقطع خون و خونریزی در جنگهای جهانی اول و دوم را میبینید. اما علارغم پیشبینیهایی مبنی بر اینکه اینها آغازی بر بالا گرفتن جنگ خواهد بود و دیر یا زود اتحاد جماهیر شوروی با جنگی هستهای به تقابل ایالات متحدهی آمریکا خواهد رفت، در عوض شوروی دچار فروپاشی شد و جنگ سرد تمام شد و جنگ جهانی سومی رخ نداد.

اگر اکنون روی دوران پسا جنگ تمرکز کنیم، کاهشی ناپایدار اما قطعی در نرخ مرگ و میر در تمامی جنگها را مشاهده میکنیم. پیشرفتی خوشایند که مدیون وابستگی اقتصادی کشورها به یکدیگر، رشد سطح رفاه و دموکراسی، توسعهی سازمانهای نگهدار صلح توسط سازمان ملل، و قوانین و هنجارهای بینالمللی علیه کشورگشایی، به همراه افزایش ارزش جان انسان که باعث شده رهبران سختتر بتوانند مردم خود را به کشتارگاه بفرستند.
عصر روشنگری – استیو پینکر


آزادی و حقوق بشر

علارغم پسرفتهای تاسفبار در کشورهایی نظیر روسیه و ترکیه و ونزوئلا، روند بیرقیب تاریخ در جهت رشد دموکراسی بوده. نمودار زیر، تعداد نسبی حکومتهای دموکراتیک در مقابل حکومتهای استبدادی را در جهان طی 250 سال اخیر نشان میدهد. تا 200 سال پیش، تعداد حکومتهای دموکراتیک را میشد با انگشتان یک دست شمارد، با حدود 1 درصد از جمعیت جهان. اکنون دو سوم کشورهای جهان و دو سوم جمعیت جهان دموکراتیک هستند. تا 1970 میلادی جهان فقط 31 حکومت دموکراتیک داشت، نیمی از اروپا پشت پردههای آهنین بود و زیر سلطهی رژیمهای کومونیست توتالیتور. اسپانیا و پرتغال دیکتاتوریهای فاشیستی بودند. یونان زیر سلطهی یک دیکتاتور نظامی بود، همینطور اکثر آمریکای لاتین، کره جنوبی، تایوان و اندونزی، که همگی امروزه دموکراتیک هستند.
عصر روشنگری – استیو پینکر

جنایات خشن
تقریبا هرجایی از جهان در در وضعیت هرج و مرج باشد، نرخ خشونت بین افراد بالا است. در اروپا، دادههای مربوط به قتل به قرون وسطی برمیگردد. و در 1300 میلادی، اروپای غربی، نرخ قتل 35 از هر 100 هزار نفر در سال را داشت. انگلستان و هلند نرخ قتل خود را 35 برابر کاهش دادند، ایتالیا هم بعدا همینطور. همین روند هرجایی که حکومت توانسته مرزهای خود را مراقبت کند و هرجا انتقامجویی شخصی که محصول هرج و مرج است جای خود را به قانون و پلیس و سیستم قضایی داده رخ داده. طی بیست سال گذشته جهان مجموعا 30 درصد آمار قتل خود را کاهش داده و انتظار میرود طی سی سال آینده این رقم 50 درصد دیگر نیز کاهش یابد.
عصر روشنگری – استیو پینکر

فقط آمار قتل کاهش نیافته، بلکه خشونت خانگی و تجاوز به عنف نیز کاهش یافته، که از زمان جمعآوری این دادهها در 1970 تا کنون در آمریکا حدود 75 درصد کاهش داشته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

امنیت کودکان نیز بالاتر رفته، نرخ خشونت علیه کودکان در مدرسه پایین آمده، همینطور نرخ خشونت فیزیکی و جنسی نسبت به کودکان توسط خانواده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

امنیت
در واقع امنیت ما از همه نظر بالاتر رفته. به لطف تکنولوژیهای امنیتی نظیر کیسه هوا و کمربند ایمنی، ساخت بزرگراههای بهتر، و اعمال بهتر قوانین ترافیکی، احتمال کشته شدن شما در تصادفات جادهای طی قرن گذشته حدود 90 درصد کاهش یافته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

احتمال کشته شدن ما از طریق سقوط هواپما 99 درصد کاهش یافته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

احتمال کشته شدن ما از طریق پرت شدن 59 درصد کاهش یافته، 90 درصد احتمال غرق شدن ما کاهش یافته، احتمال مرگ از طریق سوختن 92 درصد کاهش یافته، احتمال خفگی ما 92 درصد کاهش یافته، البته یک استثنا برای روند کلی بالا رفتن سطح امنیت وجود دارد و آن هم مربوط میشود به مسموم شدن توسط مایعات و جامدات که مربوط میشود به معضل مواد مخدر.
عصر روشنگری – استیو پینکر

احتمال کشته شدن ما در محل کار 95 درصد کاهش یافته.
عصر روشنگری – استیو پینکر

حتی احتمال کشته شدن ما توسط عذاب الهی نیز کاهش یافته! مرگ و میر بر اثر بلایای طبیعی نظیر سیل، آتش، خشکسالی، طوفان، آتشفشان، روش زمین، شهاب سنگ، زمین لرزه، حدود 96 درصد کاهش یافته، علتش هم احتمالا توسعهی بناهای مقاومتر، سیستمهای هشدار بهتر، و مواجههی بهتر با موارد اورژانسی در کشورهای توسعه یافته بوده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

دانش
اکثر طول تاریخ در اکثر نقاط جهان، همه بیسواد بودند. حتی در اروپای مدرن نیز بیش از 15 درصد از جمعیت توانایی خواندن و نوشتن نداشتند. اروپای غربی در قرن بیستم به سواد همگانی رسید. امروزه سواد همگانی در جهان حدود 80 درصد افزایش یافته و بین افراد کمتر از 25 سال حدود 90 درصد. دختران هم بیشتر و بیشتر به پسران نزدیک میشوند، در واقع جهان از نظر سواد، تقریبا به برابری جنسیتی رسیده.
عصر روشنگری – استیو پینکر

شاید مهمترین نمونهی شگفتانگیز پیشرفت این باشد که هوش بشر هم در حال بالا رفتن است! طی پدیدهی جالبی به نام «اثر فلین»، طی قرن بیستم امتیاز IQ هر دهه 3 شماره بالا رفته، آی کیوی ما نسبت به پدربزرگانمان 30 امتیاز بالاتر است. این پدیده غالبا متاثر از فراگیری آموزش و پرورش است، اما در اثر سرایت نشانهها و مفاهیم فنی و انتزاعی تخصصهای مختلف علم و تکنولوژی در زندگی روزمره نیز هست.
عصر روشنگری – استیو پینکر

کیفیت زندگی
حال این پرسش مطرح میشود که آیا هیچکدام از این پیشرفتها اثری روی کیفیت حیات بشر هم گذاشتهاند؟ و پاسخ این است که بله، اثر داشتهاند.
برای نمونه ساعت کاری ما از 62 ساعت در هفته به کمتر از 40 ساعت در هفته رسیده، بعلاوه اکثر افراد در سال حدود 3 هفته تعطیلات با حقوق دارند.
عصر روشنگری – استیو پینکر

به لطف رسیدن آب لولهکشی و الکتریسیته به درصد بالایی از خانهها و همینطور فراوانی وسائلی مانند ماشین لباسشویی و ظرفشویی، جاروبرقیها، یخچال فریزر، فر گاز، و مایکروفر، زمانی که به انجام کارهای خانه اختصاص میدادیم از 60 ساعت در هفته به 15 ساعت در هفته کاهش یافته، یعنی از 8 ساعت در روز به 2 ساعت در روز.
عصر روشنگری – استیو پینکر

به لطف کاهش ساعت کاری هفتگی و کاهش زمانی که قبلا برای انجام کارهای خانگی اتلاف میشد، ساعت اوقات فراغت ما نسبت به 50 سال گذشته در هفته 8 ساعت افزایش یافته. جالب اینجاست که زمان اختصاص یافته به کودک از طرف مادر نیز افزایش یافته. در واقع امروزه مادری که بیرون از منزل شاغل است نسبت به یک مادر خانهدار در 50 سال پیش، زمان آزاد بیشتری برای اختصاص به کودک خود در اختیار دارد. لذا استریوتایپهایی که در مورد رابطهی زنان شاغل با فرزندان خود در ذهن دارید را باید فراموش کنید.
عصر روشنگری – استیو پینکر

خوشحالی
اکنون زمان آن است که ببینیم موارد اشاره شده چه اثری روی میزان خوشحالی ما داشتهاند؟ جملهی معروفی هست که «پول خوشبختی نمیآورد»، اما این جمله چندان درست نیست.
رابطهی قوی وجود دارد میان میزان رضایت از زندگی و درآمد، این رابطه لگاریتمی نیز هست لذا بیشتر مزایا در مرحلهی فرار از فقر و رخ میدهد و در کشورهای ثروتمندتر کم کم شیب این نمودار کمتر میشود. نمودار پخشی زیر نیز نشان میدهد که درون کشورهای مختلف، افراد ثروتمندتر خوشحالتر نیز هستند، کشورهای ثروتمندتر نیز خوشحالتر هستند، که یعنی هرچه یک کشور ثروتمندتر بشود مردم آن کشور نیز خوشحالتر خواهند بود. و در 86 درصد از کشورهایی که از آنها داده داریم، خوشحالی مردم طی 40 سال گذشته در حال افزایش بوده.
عصر روشنگری – استیو پینکر


امیدوارم تا اینجا متوجه شده باشید که پیشرفت، یک موضوع علمی واقعی است و یک فکت تجربی.

حال پرسش اینجاست که آیا «بدبینی» چیز خوبی نیست؟ صحبت علیه قدرت، تحریک راحتطلبان، گل آلود کردن آب؟
خیر! دقیق بودن مهمتر و بهتر است:
آگاهی از وقوع زجرها و مصائب و بیعدالتیها، هر جا که باشد، اما همزمان آگاهی از نحوهی کاهش آنها.
چراکه بدبینی و سیاهنمایی، خطراتی به همراه دارد:
- تقدیرگرایی:
چرا انرژی خود را صرف کار بیهوده کنیم؟ چرا برای هدفی غیرممکن تلاش کنیم؟ اگر همه رفتنی هستیم، پس باید امروز را دریابیم که فردا روز مرگ است.
- رادیکالیزم:
تلاش برای خراب کردن همه چیز، خشکاندن باتلاق، سوزاندن امپراتوری، انقلاب، یا به قدرت رساندن عوام فریبانی که ادعا میکنند همه چیز را میتوانند درست کنند و وعدهی توخالی میدهند.

برخی هم این ادعا را مطرح میکنند که ارزشهای عصر روشنگری، مخالف ذات بشرند، یا دست کم قابل انطباق برای همهی کشورها و همهی ملل نیستند.
در پاسخ به این افراد باید این پرسش را مطرح کرد که کجای مبارزه با بیماریها، کاهش فقر، کاهش خشونت و کاهش جهل در تضاد با ذات شماست؟
از این افراد باید پرسید بشر چه نیازی دارد به اعتقاد به معجزه، فردی در آسمانها، رهبری مقتدر، یا نیاکان قهرمان و اسطورهای؟
تجربه این را ثابت کرده که نظامهای سکولار لیبرال دموکراسی، خوشحالترین و سالمترین مردم را دارند و مقصد اصلی همهی افرادی هستند که امکان دادن رای از طریق مهاجرت را در اختیار داشتهاند.

سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 176 تاريخ: شنبه 18 فروردين 1397 ساعت: 17:04

صفحه بندی