به یاد مرحوم حسین پناهی عزیز

خرید بک لینک
اکبرعبدی میگوید:

یک روز سر سریال با "حسین پناهی" بودیم. هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟!
کاپشن خوشگلت کو؟
گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟ گفتم: آره!
گفت:من هم خیلی دوستش داشتم .
ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت.

ولی من فقط دوستش داشتم...

روحش شاد ...:gol:
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 183 تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی