چه اشکالی دارد قدرت انسان نمود قدرت خدا باشد؟

خرید بک لینک
نمیدونم این دین ها چرا اینطوری ان!
مثلا آدم باید عابد و زاهد باشه...
یه آدم لاغرمردنی رو تصور کنید که نماز میخونه و اینا :fav38:
حالا خیله خب شاید بعضیا دوست داشته باشن حال هم بده بهشون، شاید واقعا ارتباط ماورایی هم حس کنن در این حالت، ولی من به شخصه دنبال قدرت و شکوه انسان هستم.
دلیل چرا، چون توی زندگیم مدتها ضعیف بودم و تحقیر شدم و رنج کشیدم، و هرگز نمیتونم ضعیف بودن و تحقیر شدن و رنج کشیدن صرف رو نشانهء خوبی بدونم و هنری واسه خدا یا مخلوقش، که چی بشه اصلا! ایمانم بر باد فنا میره. میگم آخه این خدا که میگن قادر مطلق هست و مهربان هست و کریم هست چرا یه همچین موجود درپیت بدبختی رو خلق کرده این کجاش هنره که چی بشه آخه :fav31:
حضرت علی عابد بود زاهد بود درست، ولی قدرت خفنی هم داشت، غیر از اینه؟ ضمنا ایشون ایمانش در حد یقین بود. ما که آدم معمولی هستیم عمرا نمیتونیم مثل امثال ایشون باشیم، ما تحت فشار و فلاکت و فقر و تحقیر از هم میپاشیم وا میدیم، ایمانی و اعتقادی برامون نمیمونه.
پس من دنبال قدرت رفتم. قدرت اولین و آخرین امید درست و حسابی من بود.
گفتم اگر اینقدر ضعیف بودم اینقدر بدبخت بودم، عوضش ظاهرا خدا در وجودم این توانایی رو گذاشته این پتانسیل که اگر اراده کنم و تلاش کنم بتونم خودمو قوی کنم از این وضعیت افتضاح ضعیف بودن و ترس و حقارت دربیام. گفتم بالاخره خدا یه دری گذاشته که بازه و یه راهی که میشه توش رفت و از اون طریق پیشرفت کرد به تعالی رسید.
من با قدرتهای انسان خیلی حال میکنم. وقتی آدمهای قوی میبینم، آدمهای موفق، آدمهای باشکوه، بیشتر یاد خدا می افتم، چون میگم وه ببین آدم عجب قدرتی داره، شایستهء اشرف مخلوقات خدا، خلیفهء خدا، اینه، نه ضعف و حقارت و بدبختی.
وقتی انسانها مرزها رو در هم میشکنن، برای من نشانهء روح خدایی انسانه، اینکه انسان فراتر از ماده است، اراده اش میتونه بر ماده غلبه پیدا کنه.
و این شایستهء چنان خداییست. اینکه مخلوقی خلق کنه شکوهمند، قدرتمند، خوشبخت.
البته قبول دارم رنج بالاخره جزیی ضروری از تکامل انسانه، ولی بنظرم نه هر رنجی به هر شکلی برای هر آدمی با هر خصوصیاتی. مثلا من گفتم بعضی رنج ها و ضعف ها و فلاکت ها اصولا برام دین و ایمانی باقی نمیذاره، نسبت به همه چیز حتی وجود یا ماهیت و صفات خدا به شدت بدبین میشم، به سوی کفر میرم.
از دید بنده برای بنده، قوی شدن یک شرط لازم برای ایمان و معنویته.
وقتی قوی بشم میتونم امیدوار باشم معتقد بشم که خدا برای انسان بالاخره راهی گذاشته، همینطور همهء درها رو به روش نبسته.
بعضیا میگن فقط یک روش یک راه هست و اون عین دین و مذهبه که ما میگیم. تنها یک کلیشه و الگو هست. روش زندگی مشخص شده. اهداف مشخص شده. و همه باید همین شکلی باشن.
ولی من اینو باور ندارم، یعنی عقل و وجدان و تجربیات من با این ادعا سازگار نیست.
چون میدونم من بقدر کافی خواستم و تلاش کردم، ولی نتونستم، اون الگوها درمورد من کارایی نداشت، شاید از حد توان من فراتر بود.
بنظر من انسان از طریق چیزهای دیگری و با روشهای دیگری هم میتونه به معنویت و تعالی الهی برسه، حالا بسته به آدمش و شرایطش داره، شاید بهتر و بدتر داره، کندتر و سریع تر داره، کامل تر و ناقص تر داره، ولی بهرصورت از راه های دیگری هم شدنی هست، و شاید در موارد خاص برای آدمای خاص لازم هست بعضی راه ها و روشها.
ما همین که اصل و ریشهء اسلام رو نفی نمیکنیم، پیامبری حضرت محمد (ص) و ولایت امثال حضرت علی (ع) رو قبول داریم بنظرم کافر و مرتد محسوب نمیشیم، اما خب روی جزییات و مناسک و ظواهر مشکلاتی اختلافاتی هست، و من تصمیم گرفتم از هوش و عقل و تجربه خودم در این راه استفاده کنم، چون ادعاها و روشهای مذهب رو قبلا در حد دانش و توانایی محدود خودم محک زدم و کارایی چندانی ازش ندیدم.
واقعیت اینکه یکسری بارها بود که تحمل بدوش کشیدنشون رو نداشتم، پس اونا رو پایین گذاشتم. آیا این گناهه؟ خب نمیتونستم. ایمان و روحیه و انگیزه ای برام نمونده بود، انرژی و بنیه اش رو نداشتم.
سر و ته دین رو زدم. فقط بدیهی ترین و منطقی ترین و ضروری ترین موارد از دید خودم رو انتخاب کردم، که عمدتا همون مشترکات واضح بین تقریبا تمامی ادیان و مکاتب است.
و بقیهء وقت و انرژی خودم رو صرف قوی کردن خودم میکنم.
اینطوری حداقل میتونم خودمو نجات بدم، و مقداری کمک به اعضای خانواده هم گهگاهی میتونم بکنم.
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 147 تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 14:51

صفحه بندی