وهیزدانه در اسارت داریوش

خرید بک لینک
داریوش شاه میگوید مردی بنام وهیز دانه شهری به نام تاروا در سر زمین یائوتیا در پارس او از انجا برخاست در پارس شورش کرد برای دومین بار او چنین به سپاه گفت من بردیا هستم پسر کوروش هستم انگاه سپاه پارس که در کاخ بود و قبل از این از یدایا امده بود ند علیه من شورشی شدند سپاه به طرف وهیزدانه رفت اودر پارس شاه شد داریوش شاه میگوید انگاه سپاه پارس وماد را که با من بودند فرستادم یک پارسی باسم ادتوردیه بنده ی من اورا سردارشان کردم باقی سپاه پارس همراه من بهبه سرزمین ماد امدند بعد ارتودیه با سپاه به پارس امد هنگامی که به پارس رسید شهری باسم رخا در پارس در انجا وهیزذانه خود را بردیا میخاند با سپاه برای نبرد بسوس اردتویه رفت سپس انان به نبرد پرداختند اهورا مزدا مراپایید سپاه من وهیزدانه را شکست داد دوازده روز از ماه سورا واهره گذشته بود بدینسان انان به نبرد پرداختند داریوش میگوید انگاه وهیزدانه گریخت او به پایشاهووادا رفت از انجا سپاهی جمع کرد وباز به سوی اورتودیه راه افتاد برای نبرد در کوهی به اسم پرگه نبرد کردند هورا مزدا مراپاییدسپاه من سپاه وهیزدانه را شکست داد پنج روز از ماهگرمیده گذشته بود بدینسان انان به نبرد پرداختندوهیزدانه را دستگیر کردند و مردانی که وفاداران اصلی اوبودند را دستگیر کردند داریوش شاه میگویداین وهیزدانه که خود را بردیا مینامید
انگاه این وهیزدانه ومردان وفادار به اورا به شهری بنام هوادیچیه در پارس در انجا تیر به مقعدشان فروکردم داریوش شاه میگوید ان کاری است که در پارس کردم داریوش شاه میگویداین وهیزدانه که خود را بردیا مینامیدسپاهی بسوی ارخوزی فرستاد یک پارسی به اسم ویوانه بنده ی من ساتراب در ارخوزی علیه او واو مردی را سردارشان کرد
او به انان چنین گفت بروید با ویوانه وسپاهی که داریوش فرستاده نبرد کنید
سپس این سپاهی که وهیزدانه فرستاده بود بسوی ویوانه برای نبرد به راه افتاد دژی بنام کاپیشکانی در انجا نبرد کردتد اهورا مزدا مراپایید سپاه من سپاه شورسی را شکست داد سیزده روز از ماه انامکه گذشته بود بدینسان انان نبرد کردند
داریوش شاه میگوید باز هم شورشیان گرد هم امدند و بسوی ویوانه رفتند در سرزمینی به اسم گند وتوه به نبرد پرداختند سپاه من پیروز شد هفت روز از ماه ویخنه گذشته بود
داریوش شاه میگوید انگاه مردی که سردار این سپاه بود که وهیزدانه در برابر ویوانه فرستاده بود با تعداد کمی سوار گریخت او به راه افتاد دزی بهنام ارشاده در ارخوزی تا انجا رفت بهد ویوانه باسپاه در پی انان رفت در انجا اورا گرفت ومردان وفادار به اورا کشت !پی یر لولوککتیبه های هخامنشی 2380تا 242
اینن طولانی ترین و دامنه دار ترین شرح مقاومت در برابر داریوش است مردم فارس با حمایت های مردی بنام وههیزذانه و دیگر فرماندهان سپاه که وهیزدانه انتخاب کرده بود در سرزمین فارس با برپایی شورش نفرتشان را از داریوش اعلام میکنند!!!!!!!!!!!!!!
مشخصات این سرزمین پارس با که داریوش در کتیبه ادرس می دهد با فارسی که الان میشناسیم هیچ قرابتی ندارد!
زیرا کتیبه اسامی شهرهایی مانند تاروا یائونیا یائدا پرگه کاپیشکانی و سایر را میدهد که قابل شناسایی تقریبلی هم نیستند و این دلیل واضحی است که درقتل عام پوریم مراکز تجمع ان منطقهای که داریوش شاه میشناخته در هم کوبیده است چنان که سازندگان تخت جمشید را در این کار قتل عام کردند و موجب شد ان ابنیه تاکنون نیمه کاره و به خود رها شده بماند
مطلب بدیع در مورد وهیزدانه این است که او خود را بردیا و فرزند کوروش میخواند و مام مردم وبقول کتیبه بلا فاصله به وهیزدانه پیوستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر اسم بردیا چنین جذابیتی داشته که موجب شورش وبلوا برضد داریوش شود واگر میدانیم تاریخ یهود بردیا وکمبوجیه را عناصر ضد یهود وبخت النصر سانی میداند پس سراپای این مقاومت علیع استیلای پنهان یهود بوده که نیزه داران هخامنشی را رهبری میکردند و حظور ناشناس وانوسی مسلک همین یهودیان در همه جا وبه احتمال ذزیاد حتی نزدیکان سران مقاومتموجب عدم موفقیت سرداران ستیزه گر با داریوش علیرغم جان فشانی شد
همین مطلب از زاویه ای دیگر نشان میدهد میان سلاله ی داریوش وکوروش جز خصومت وستیز برقرار نبوده داریوش عنصری یهودی بود که برای بازگرداندن استیلای ازدست رفته یهود درمیان قبیله واولاد کوروش به کودتای برق اسای هفت نفره دست زده و به مرگ اولاد کوروش و انتقال قدرت شده استاما هنوز داستان وهیزدانه نکته دی قابل اندیشیدن دارد که چرا داریوش علیرغم مقاومت طولانی و جعل وتوسل اسم بردیا توسط وهیزدانه دستور مسله و بد شکل کردن وهیزدانه را نداده است مسلاعمالی که در مورد فرورتی و چیز تخمه مرتکب شد
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 182 تاريخ: دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 22:52

صفحه بندی