دشمنت را بشناس

خرید بک لینک
هنر جنگ

«هنر رزم برای یک کشور اهمیت حیاتی دارد و مسئله مرگ و زندگی است. راهی است یا به سوی ایمنی یا به سوی نابودی. پس در هیچ شرایطی نباید آن را نادیده گرفت.»
«اوج برتری در شکستن مقاومت دشمن بدون توسل به جنگ است.»
«اگر خودت را بشناسی و اگر دشمنت را بشناسی، لازم نیست که از نتیجه صدها نبرد هراس داشته باشی.»
اینها چند آموزه از کتاب هنر جنگ است. هنر جنگ تفکراتی درباره جنگ در قالب یک کتاب است که برای اولین بار در چین منتشر شد.
مورخان تاریخ دقیق انتشار کتاب را نمی دانند (هر چند که چینی ها باور دارند نگارش این کتاب به قرن 4 یا 5 میلادی برمی گردد.) در واقع مورخان حتی نمی دانند که این کتاب را چه کسی به نگارش درآورده!
مدت ها تصور بر این بود که نویسنده هنر جنگ یک رهبر نظامی چینی به نام سون جو (سان تزو یا سان زی) است. اما امروزه برخی بر این باورند که سون جویی وجود نداشته و می گویند که کتاب هنر جنگ تلفیقی از نظریه ها و تعالیم چند نسل از چینی ها درباره استراتژی نظامی است. اگر هم سون جو به عنوان شخصی حقیقی وجود داشته، روشن است که بسیار عاقل بوده چراکه صدای کتاب هنر جنگ در جهان امروز هم طنین انداز است.
سون جوی احتمالی در دوره بروز آشفتگی های بزرگ در چین زندگی می کرده. شرایط آن زمان به گونه ای بوده که بسیاری به منظور در دست گرفتن کنترل سرزمین های تابع چین با یکدیگر رقابت می کردند. در این اوضاع مهارت هایی نظیر آن چه سون جو به عنوان جنگجو از آن برخوردار بوده متقاضیان زیادی داشته.
نسخه هایی از این کتاب که به طور معمول بر روی مجموعه ای از لوح های بامبو نوشته می شد در دست سیاستمداران، رهبران نظامی و محققان سراسر چین بوده است. سپس نسخه های ترجمه شده هنر جنگ به کره و ژاپن راه پیدا کردند. (قدیمی ترین نسخه ژاپنی تاریخش به قرن 8 میلادی برمی گردد.)
برای بیش از 1000 سال، حاکمان و دانشمندان آسیایی با کمک کتاب هنر جنگ مانورهای نظامی و فتوحات امپریالیستی خود را طرح ریزی می کردند. به عنوان مثال سامورایی های ژاپنی از آن استفاده زیادی بردند. در پایان قرن 18این کتاب به وسیله یک مبلغ مذهبی یسوعی به زبان فرانسه ترجمه شد و به غرب راه یافت.
مورخان می گویند ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه، اولین رهبر غربی بود که آموزه های آن را دنبال کرد. درواقع این کتاب کوچک کلید موفقیت ناپلئون و اسلحه پنهان او بوده. جنگ های ناپلئون بر تحرک پذیری نظامی مبتنی بود و تحرک پذیری از موضوعاتی است که کتاب هنر جنگ بر آن تأکید داشت. به این ترتیب ناپلئون با بهره بردن از قواعد این کتاب توانست بخش زیادی از اروپا را زیر سلطه خویش درآورد. او درست زمانی شکست خورد که قواعد هنر جنگ را به کار نبست.
در قرن بیستم مائو تسه تونگ، رهبر کمونیست چین گفت درس هایی که از هنر جنگ آموخته به او کمک کرده نیروهای چیانگ کای شک را در طول جنگ داخلی چین شکست دهد. مطالعه کتاب سون جو برای مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی روسی نیز الزامی بوده. مهارت های ذکر شده در کتاب هنر جنگ امروزه هم متقاضیان زیادی دارد چنان که پرفروش ترین کتاب سال 2001 در آمریکا بوده است.
نورمن شوارتزکف فرمانده آمریکا در جنگ خلیج فارس و کالین پاول وزیر دفاع اسبق این کشور نیز از کسان دیگری بودند که از توصیه های این کتاب استفاده می کردند.
در کنار رهبران نظامی، مدیران و وکلا نیز از آموزه های کتاب هنر جنگ برای دست بالا گرفتن در مذاکرات و برنده شدن در محاکمات استفاده می کنند. استادان مدارس کسب و کار و مربیان ورزشی هم شاگردانشان را به مطالعه این کتاب ارجاع می دهند. این کتاب حتی برای خودیاری نیز توصیه می شود. به این ترتیب کتاب هنر جنگ برای رسیدن به موفقیت در انواع درگیری های روزمره کاری، تجاری، مباحثات در هیأت مدیره ها و ... کاربرد دارد.
در این جا به برخی از توصیه هایی که در کتاب هنر جنگ ارایه شده اشاره می شود:
کتاب هنر جنگ می گوید اوضاع نظامی خود و دشمن را با هم مقایسه کنید و بعد از پاسخ دادن به این پرسش ها تصمیم بگیرید:
کدام حاکم از قوانین اخلاقی بهره مند است؟
کدام سردار بیشترین توانایی را دارد؟
برتری در زمین و آسمان با کدام طرف است؟
انضباط در کدام یک با بیشترین قاطعیت اعمال می شود؟
کدام ارتش قدرتمندتر است؟
در کدام طرف افسران و مردان بیشتر تعلیم یافته اند؟
در کدام سپاه این یقین بیشتر وجود دارد که لیاقت به شکلی مناسب پاداش می گیرد؟
سون جو می گوید بر اساس پاسخ این پرسش ها می توان پیروزی یا شکست را پیش بینی کرد.
سون جو آموزه های دیگری هم دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
تمام جنگ ها متکی بر حیله اند. پس آن گاه که قادر به حمله ایم، باید خود را عاجز از حمله نشان دهیم، آن گاه که نزدیکیم، به دشمن بباورانیم که دوریم. اگر دوریم باید دشمن را در این تصور نگه داریم که نزدیکیم. اگر حریف شما زود خشم است، بکوشید او را خشمگین کنید. وانمود کنید ضعیفید تا احساس غرور و خود بزرگ بینی را در دشمن برانگیزید. اگر در فراغت است آرامش او را بر هم بزنید. از جایی به او حمله کنید که آمادگی دفاع ندارد، زمانی از راه برسید که انتظارش را ندارد.
به هنگام درگیری واقعی با دشمن اگر پیروزی طول بکشد، سلاح های سربازان کند می شود و لشکر از حرارت و تب و تاب جنگ می افتد. اگر شهری را محاصره کنید وعملیات نظامی برای تسخیر آن به درازا بکشد، بدون شک نیروهای شما خسته و منابع ملی کشور با فشار ناشی از آن روبه رو خواهد شد. فراموش نکنید آن گاه که سلاحتان کند می شود، شور و شوقتان کاهش می یابد، نیرویتان فرسوده می شود و خزانه تان تهی. پس هرچند درباره شتاب احمقانه در جنگ شنیده ایم، اما تأخیرهای طولانی را نیز هرگز زیرکانه ندانسته اند.
در تمام تاریخ نشانی وجود ندارد که کشوری از جنگ طولانی بهره برده باشد. تنها کسی قادر است اهمیت فوق العاده سرعت عمل در پایان بخشیدن به جنگ را بداند که اثرات فاجعه بار جنگ طولانی را درک کند.
امکانات مورد نیاز در جنگ را از خانه به همراه خود بیاورید اما آنها را از دشمن نیز غنیمت بگیرید. بدین ترتیب لشکر همیشه غذای خود را خواهد داشت. فقر خزانه ی دولت باعث می شود که ارتش به کمک های ارسالی از راه دور متکی باشد. کمک برای حفظ سپاه از راه دور، همه مردم را بینوا می کند.
در جنگ بگذارید هدف اصلی تان پیروزی باشد نه مبارزات طولانی. بدن گونه همگان می دانند که رهبر سپاه رقم زننده سرنوشت مردم است و با اوست که مردم در صلح به سر می برند یا در تیره روزی.
در هنر رزم کاربردی، بهترین نتیجه آن است که سرزمین دشمن دست نخورده و تمام و کمال تسخیر شود. در هم کوبیدن و نابود کردن کشور دشمن چندان خوب نیست. نیز بهتر آن است که تمام ارتش دشمن را به اسارت درآورید نه آن را منهدم کنید. بهتر است که هنگ، گردان یا گروهانی کامل از آن را به اسارت گیرید نه آنها را نابود کنید.
فرمانده توانا نیروهای دشمن را بدون نبرد مقهور می کند و شهرهای دشمن را بدون محاصره می گشاید. حکومت آنها را بدون عملیات طولانی در میدان نبرد برمی اندازد.
تظاهر به بی نظمی لازمه انضباط است. تظاهر به هراس لازمه شهامت است. تظاهر به ضعف لازمه قدرت است.
نباید آشکار کنیم قصد حمله به چه مکانی را داریم. بدین ترتیب دشمن را وامی داریم برای دفاع در برابر حمله احتمالی به نقاط مختلف آماده شود پس نیروهایش در جهات مختلف پخش می شود و بنابراین در هر نقطه باید با نیروی کمی رویارو شویم.
فرمانده هوشیار در نقطه اوج روحیه دشمن به او حمله نمی کند، بلکه در زمان افت و افول روحیه و شدت گرفتن میل آنها به بازگشت دست به حمله می زند.
فرمانده، آرام و خونسرد منتظر بروز بی نظمی و جنجال در میان دشمنان می ماند.
هنگام محاصره دشمن گریزگاهی برای او بگذارید این بدان معنی نیست که اجازه فرار به دشمن داده شود بلکه برای این است که به او بباورانیم راهی به سمت سلامت و امنیت وجود دارد و بدین ترتیب مانع از آن می شویم که او از سر نومیدی با شهامت بسیار بجنگد.
وقتی پیام های واصله از طرف دشمن ملایم و متواضعانه است ولی نشانه های تدارکاتش روبه فزونی است فکر پیشروی و حمله است. زبان خشن و حرکات تند افراد خط مقدم که در ظاهر مفهوم حمله را می رساند نشانه عقب نشینی دشمن است. پیشنهاد صلح بدون عهدی رسمی نشانه توطئه است.
اگر دشمن موقعیت خوبی برای برتری در دست دارد ولی تلاشی برای به دست آوردن آن نمی کند یعنی لشکرش خسته است.
در وهله اول باید با سربازان رفتاری انسانی داشت اما آنها را با انضباطی آهنین زیر مهار داشت. این راهی قطعی به سوی پیروزی است.
وقتی سربازان قوی باشند ولی افسران ضعیف نتیجه، نافرمانی است. وقتی افسران قدرتمندند و سربازان ضعیف پیامد آن فروپاشی است. موقعی که افسران خشمگین و نافرمانند وجنگ را بدون مشورت و مصلحت فرمانده شان هدایت کنند نتیجه نابودی خواهد بود.
سرعت عمل اساس جنگ است از آماده نبودن دشمن استفاده کنید، مسیرهای غیرمترقبه و غیر منتظره را انتخاب کنید و به جاهای حفاظت نشده حمله کنید.
موفق نخواهی بود مگر این که مردان تو سرسختی و هدف مشترک داشته باشند و بالاتر از همه از روحیه همکاری و رفاقت برخوردار باشند.
-فرمانده لایق با ایجاد ترس در مخالفانش از اتحاد بین آنها علیه خودش جلوگیری می کند.
داشتن جاسوسان بومی به معنی استخدام خدمات اهالی یک منطقه است. در کشور دشمن با رفتار مهربانانه در میان مردم آنجا محبوبیت یابید واز آنها در نقش جاسوس استفاده کنید.
منابع:
هنر رزم، نوشته سون جو، ترجمه نادر سعیدی، چاپ هفتم، نشر قطره
http://www.history.com/topics/the-art-of-war
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 209 تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 16:54

صفحه بندی