از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید

خرید بک لینک
«اتفاقا "موشک" خیلی به پیتزا فروشی ارتباط دارد!» تا حالا با این جمله در یک مصاحبه روبرو شدهاید؟ آن هم از یک سرآشپز جوان که چند وقتی است صاحب یک پیتزا فروشی سیار شده است؛ این شبها فولکس آبی رنگ خود را در گوشه ای از خیابان سی تیر پارک می کند و برای مشتری هایی که ساعت ها در صف ایستاده اند پیتزا تنوری می پزد.

ساعت از 12 شب گذشته است که وارد خیابان سی تیر می شویم. خیابانی قدیمی و تاریخی که سالها از رونق افتاده بود، اما این روزها و بعد از حدود 8 ماه از سنگ فرش شدن، حضور دکه های اغذیه فروشی و به خصوص کافه های سیار در ابتدای خیابان، بار دیگر سی تیر را به یکی از مراکز تفریحی مردم تهران تبدیل کرده است. سی تیر دوباره جذابیت خود را پیدا کرده است. دکه های آبمیوه فروشی و غذا های محلی در سمت راست خیابان قرار گرفته اند و کافههای سیار سمت چپ. اینجا هم فلافل و جگر پیدا می شود هم هات داگ و همبرگر. اینجا هم می توانی نوشیدنی های تابستانی را امتحان کنی و هم نوشیدنی های گرم. از شربت بهارنارنج و بیدمشک گرفته تا دمنوش های ایرانی با عطر لیمو ترش و قهوه های ترک و فرانسه.
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


با این حال در میان این همه گزینه برای انتخاب، فولکس واگن آبی رنگ این خیابان با ایده جدیدش، باعث شده تا مردم ساعت ها در صف باستند و طعم پیتزا تنوری این ماشین را امتحان کنند. ماشینی که ساخت دست چند جوان است. البته ایده اولیه اش برای یک جوان 23 ساله بوده است. جوانی که خودش را این گونه معرفی می کند: «شایانم؛ دادرسی. دیگه چی بگم؟».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید
شایان دادرسی متولد سال 72 است و در دانشگاه طراحی داخلی خوانده است. سن و سال خیلی زیادی ندارد، اما با همین سن تجربههای زیادی بدست آورده. قبل از این، کارهای زیادی انجام داده است؛ از مُبل سازی و آهنگری گرفته تا کار در فستفودی و آبمیوه و بستنی فروشی. خودش می گوید: «من شغل های مختلفی را امتحان کردم. حتی حدود یک سال و نیم چند پروژه طراحی داخلی استخر، نمازخانه و غذا خوری را انجام دادم. کارهای خوبی بود ولی این که بخواهم سی روز منتظر بمانم تا در آخر ماه حقوق دریافت کنم را دوست نداشتم» همین هم شد که به سمت ایجاد یک پیتزا تنوری سیار رفتند.


از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


می خواستیم متفاوت باشیم
خودش ماجرای شروع به کار را این گونه تعریف می کند: «ما چهار نفر هستیم که این ماشین را شریکی باهم خریداری کردیم و الان هم باهم داریم در این ماشین کار می کنیم. زمانی که این ماشین ها مد و بورس شد به ذهن ماهم رسید که از یکی از این ماشینها بخریم. کافههای این نوع از ماشینها خیلی بورس شده بود ولی ما نمی خواستیم کافه باشیم. به دنبال این بودیم که کار جدید و متفاوتی را ایجاد کنیم. گفتیم که یک کافه کیک درست کنیم. یعنی همان کافه باشیم و برای متفاوت بودن، کیک تنوری را هم در کنارش قرار دهیم؛ خودمان دست به کارشدیم و با آن چیزی که از طراحی می دانستیم مانند شومینه و کابینت و چیزهای دیگر این ماشین را طراحی کردیم».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


بالاخره توانستیم!
طراحی یک تنور در عقب فولکس واگن انقدر سخت پیش رفت که به فروش ماشین هم فکر کردند: «برای درست کردن این تنور برادرم اشکان به ما کمک کرد. اشکان در دانشگاه مهندسی مواد خوانده است. اما خب، اولش خیلی استرس داشتیم. مراحل ساخت این ماشین سه چهارماه به طول کشید. دو سه ماه اول سخت بود وآنقدر کار پیش نمی رفت که حتی به سرمان زد که ماشین را آگهی کنیم و بفروشیم اما خب، بالاخره به نتیجه رسیدیم. سه بار این تنور را ساختیم. هر سری ساخت حدود یک ماه زمان می برد. یک بار تنور بر اثر گرما ترک برداشت و شکست. یک بارهم تست حرارت گرفتیم که دیدم یا نمی پزد یا می سوزد. تا این که بعد از سه ماه کلا متریال را عوض کردیم تا این که بالاخره توانستیم این را درست کنیم».

از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


تغییر از کافه کیک به پیتزا فروشی با یک ایده ناگهانی شروع شد: «کیک تنوری خیلی خوب بود، اما یک بار به ذهنمان رسید که که پیتزا هم در تنور خوب می پزد البته اصلا هیچ سر رشته ای هم در پیتزا نداشتیم ولی امتحان کردیم و خیلی خوب شد. همین هم شد که در اولین روزی که پیتزا را به منو خودمان اضافه کردیم کیک ها اصلا فروش نرفت و فقط پیتزا فروختیم. برای همین تصمیم گرفتیم کیک را حذف کنیم و منو را تنها پیتزا کردیم».

شغل ساده ای که خیلی هم راحت نیست
پیتزا فروشی آنهم در عقب یک ماشین که هر جا بخواهی می توانی قرار دهی شاید به نظر ساده برسد، اما رسیدن به این مرحله سختی های زیادی داشته؛ دادرسی این گونه تعریف می کند: «این ماشین ها اصلا مجوز ندارند. یعنی خود شهرداری این ماشین ها را به چشم دست فروش نگاه می کند. یعنی اگر شما بخواهید این ماشین را جایی پهن کنید و بفروشید، شهرداری به عنوان دست فروشی و سد معبر می آید و جمع می کند. از سایر فولکس واگن هایی که در این کار هستند هم پرسیدیم که چه کار می کنید، همین را گفتند. می گفتند که ما منتظر می ایستیم تا شهرداری ما را جمع کند(می خندد)».

از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید

اما تفاوت فولکس های کافه با ماشینی که تنور دارد باعث شد تا به فکر کسب مجوز برای این کار بیافتند:
«ما گفتیم که این جوری نمی توانیم کار کنیم. چون وسایلمان زیاد است، خودِ تنور تا گرم شود زمان می برد و اگر کار را شروع کنیم با این دید که چند دقیقه دیگر شهرداری می خواهد بیاید و کار و کاسبی ما را جمع کند نمی شود فعالیت کرد. برای همین به سراغ جشنواره ها رفتیم. با مجری های نمایشگاه هایی که در سطح شهر برگزار می شود آشنا شدیم و با آنها صحبت کردیم که در آن نمایشگاه ها کار کنیم. در چند نمایشگاه هم رفتیم. مثل نمایشگاه گلاب گیری در موزه قصر سمت میدان پلیس. یک نمایشگاه برای ماه رمضان هم در گیشا بود اما خب جشنواره ها دائمی نبودند و باعث می شد برخی روزها نتوانیم کار کنیم».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


به دنبال کسب مجوز
پسانداز یک سال و نیم حقوقِ 700 هزارتومانی سرآشپز ما و دوستانش انگیزهای شد تا مصمم تر برای کسب مجوز اقدام کنند: «به هر حال ما میخواستیم کل پول و سرمایه مان را در این جا بگذاریم و کار کنیم و نمی شد منتظر برگزاری نمایشگاه ها باشیم. برای همین لازم داشتیم مجوز کسب داشته باشیم که اطمینان بیشتری برای ادامه کار پیدا کنیم. بعد از کلی پرس و جو و انجام دستورات بهداشت، اداره بهداشت گفت که ما مجوز را صادر می کنیم و یک برگه ای داد که بعد از دو هفته مجوز بهداشت شما صادر می شود. خوش حال بودیم که اولین مجوز را گرفتیم. برای مجوز های بعدی که رفتیم دیدم که اصلا ادارات دیگر این شغل را به رسمیت نمی شناسند. ما تنها خواسته مان این بود که برای این کار به ما مجوز دهند و حتی حاضر بودیم مالیات پرداخت کنیم، اما ادارات مختلفی که می رفتیم نتیجهای نداشت و تهش به هیچ جایی نرسیدیم».

تا این که با پیمان کار خیابان سی تیر آشنا شدند: «آنها گفتند این جا قرار است صبح ها به منطقه ای توریستی تبدیل شود، شب ها هم یک جشن شبانه برپا شود و مردم در کنار هم برای تفریح و گردش به اینجا بیایند و درواقع به اولین "خیابان غذا"ی ایران تبدیل شود. خیابان غذا در کشور های دیگر جهان هست. به خصوص در برخی از شهرهای پرجمعیت کشورهای جنوب غرب آسیا مثل بمبی. به هر حال به خاطر نبود مجوز مجبوریم که فعلا در خیابان سی تیر باشیم و الان هم که این جا هستیم داریم به پیمان کار شهرداری اجاره می دهیم. اجاره این جا بستگی به شب هایش ..... .»
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


برکتی که روز به روز بیشتر می شود
از فروش که می پرسم خدا را شکر می کند و می گوید: «از زمانی که مردم با اینجا آشنا شده اند خیلی بهتر شده است. روزهای اولیه که شروع کردیم برای 5 یا نهایتا 10 مشتری در روز برنامه ریزی کرده بودیم. یعنی اولین روزی که به این جا آمدیم این قدر (با دستش نشان می دهد!) قارچ آورده بودیم و حدود 10 نون. نگرانی ما در آن موقع این بود که اگر فروش نرود، قارچ ها خراب می شود و اگر استقبال خوب باشد کم می آید. من گفتم که اگر همین ها را بفروشیم برای شروع زیاد هم هست و اگر همین را فروختیم درهای ماشین را می بندیم و می آیم. همین برای ما کافی است، بیشتر از این می خواهیم چکار کنیم؟! (می خندد) اما از ساعت ده که به این جا آمدیم حدود یازده و ربع تمام جنس هایمان تمام شد».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


با این که این روزها و با شناخته تر شدن خیابان سی تیر فروش بهتر شده است اما به هر حال میزان فروش هنوز نتوانسته هزینه اولیه را برگرداند:«ما حدود 25 میلیون تومان هزینه اولیه کردیم. خرید ماشین ، طراحی داخلی و رنگ ماشین و درست کردن تنور هم هزینه برده است. اما به هرحال روند فروش رو به رشد است. چون ما متریال و جنس خوب استفاده می کنیم باعث شده که حاشیه سودمان کم باشد ولی برای این که شناخته و مطرح بشویم باید این کار را بکنیم. این روزها حدود یک تا یک و نیم میلیون تومان دخل می بریم. که نزدیک به 45 درصد سود است».

مردمی که دو ساعت در صف می ایستند
دادرسی می گوید این روزها استقبال زیاد شده و پیش بینی این تعداد از مشتری نکرده بودند و تنوری فعلی گنجایش این همه مشتری را ندارد. برای همین باعث شده مردم حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعت در صف بایستند با این حال مردم از این طرح خیلی راضی هستند ولی: «الان مردم می خواهند که این خیابان بسته شود یعنی پیاده راه شود و ماشین ها اینجا تردد نکنند. چون این شبها انقدر استقبال زیاد شده است و جمعیت زیادی از مردم که به این جا می آیند تردد ماشین ها را سخت کرده است. در واقع تردد ماشین ها هم برای مردم و هم برای راننده ها اذیت کننده شده است. خود مردمی که اینجا می آیند می گویند "ایرادی ندارد که این خیابان بسته باشد و ما با قدری فاصله ماشین خودمان را پارک کنیم ولی اینجا تبدیل به یک پیاده را برای تفریح مردم تبدیل شود "».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید


حمله داعش و فروش پیتزا!
اما درکنار طعم غذاهای مختلف و رنگارنگ، آرامش و خیال راحت مردم بیش از همه به چشم می آید. شهروندان این شبها در کنارهم بدون کوچک ترین احساس ناامنی در میان این ازدحام حاضر شده اند آنهم تنها چند روز بعد از حمله تروریستی داعش به مجلس؛ مردم خیالشان راحت است و آرامش دارند؛آنقدر که انگار دوست ندارند خیلی زود به خانه برگردند. شایان دادرسی از تاثیر حمله تروریستی داعش هم می گوید: «دقیقا شب حمله تروریستی داعش ما این جا بودیم و خیلی خلوت شده بود. تقریبا می توانم بگویم که هیچ کس آن شب این جا نیامد. اما بعدش عادی شد. حتی فردایش ما فکر می کردیم که مثل روز قبل است و مردم نمی آیند و خیلی کم تدارک دیده بودیم. ولی مردم خیلی راحت مثل روزهای عادی این جا حاضر شدند».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید

شایان از این که این اتفاق برای مردم عجیب بوده و ناامنی مثل برخی از کشورها عادی نیست خدا را شکر می کند. نظرش درباره شلیک موشک ها از کردستان به سمت داعش را هم می پرسیم. می گوید: «وقتی موشک ها شلیک شد انسان خیالش دو برابر راحت می شود. چرا که نشان می دهد ما هم جوابی داریم که بدهیم. نه این که مثل خیلی از کشور ها نتوانیم کاری بکینم و تنها بگیم «محکوم می کنیم!». شاید خیلی از کشورهای اروپایی ضد داعش صحبت کنند، ولی کشور ما واقعا در عمل نشان می دهد که ضد داعش عمل کرده است.
اتفاقا چند روز پیش با برادرم اشکان در این باره صحبت می کردیم. اشکان می گفت که واکنش ما نباید در این حد تدافعی باشد. من چیزی که گفتم این بود که دشمنی با ما واضح است و در این دشمنیِ واضح، هر چقدر که بخواهیم بیشتر لبخند بزنیم بیشتر به ضررمان تمام خواهد شد. هر چقدر که این اقتدار، این اخم و یا این سیلی وجود داشته باشد باعث خواهد شد که یک ترسی در آن طرف بیافتد، نه این که از جانب ما دوستی باشد و از طرف مقابل دشمنی. ما از راه دوستی چند بار وارد شدیم اگر می خواست جواب بده باید جواب می داد چیزی که مشخص است این دشمنی است. موشک ها امنیت را برای کشور ایجاد می کند. شما این جا را نگاه کنید. جمعیت زیادی از مردم رو ببینید. با خیال راحت از امنیت اینجا نشسته اند و ترسی از داعش یا هر دشمن دیگری ندارند. همه هم لبخند بر لبانشان هست. فکر نمی کنم معنی آزادی و دموکراسی بیشتر از این باشد».
از دانشکده هنر و معماری تا پیتزا به سبک جدید

اتفاقا "موشک" خیلی به پیتزا فروشی ارتباط دارد!
در آخر وقتی می گویم "به عنوان یک کسی که کار اقتصادی می کند و کارش هیچ ارتباطی با موشک ندارد یک جمله به شهید تهرانی مقدم بگو" می گوید:
«اتفاقا خیلی ربط دارد. ربطی هم که دارد این است که وقتی جان و امنیت آدم در خطر باشد نمی توانیم آزادانه فکر کنم و به کارهای جدیدی که می خواهیم فکر کنیم. اول از همه امنیت است که خیلی ها برای این امنیت جانشان را دادند. پدر خودم، شهید تهرانی مقدم و خیلی دیگر از شهدا، همه آنها جان بر کف رفته اند تا امروز ما بتوانیم آزادانه و با خیال راحت اینجا باشیم، واقعا باید همه مواظب زحمات و خون های ریخته شده آنها باشیم».
رجانیوز
عکس از محمد خلجی
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: دانشکده, نویسنده: محمد وحدت بازدید: 347 تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 11:19

صفحه بندی