
هفته نامه کرگدن - شروین وکیلی: نکته جالب آن که فردوسی لقب شیر برای پهلوانان و جنگاوران را در بخش نخست شاهنامه که به روایت های اساطیری سیستانی مربوط می شود، بسیار بیش از نیمه دوم به کار گرفته است. در آغازگاه داستان رستم و سهراب، وقتی تهمینه به خوابگاه رستم می رود و زادن فرزندی از پشت او را آرزو می کند، اشاره می کند که رستم را به خاطر نیرومندی و دلیری اش برگزیده است و در ضمن توصیفی دقیق و روشن از او به دست می دهد که یکسره با رمزگان جانوری درآمیخته است: «به کردار افسانه از هر کسی/ شنید...
ادامه مطلب
به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی ، از سربازان خود جدا افتاد . گروهی از قزاق های روس، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد : خواهش می کنم جان من در خطر است ، نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم...
ادامه مطلب
اینبار داستان دخترک کمی فرق میکرد . دیگر حتی کبریت هایش هم خریدار نداشت . . . در شب سال نو مردی که شادمانه گام برمیداشت تا پیش خانواده و دختر کوچکش برود تا در کنار یکدیگر جشن بگیرند ناگهان چشمش به تابلویی در دستان دخترکی فقیر و جوان افتاد که رو...
ادامه مطلب
من به مرحوم علامه طباطبایی اشکال کردم که آیا ایرج میرزا را میشناسید؟ او هجو سرا است. علامه میفرماید بله میشناسم و کتاب شعر او را هم دارم. سپس علامه میفرماید مع ذلک، ای کاش ایرج میرزا این بیت شعرش را به من میداد و من المیزان را به او میدادم و ادامه میدهد: من گمان ندارم کسی که چنین بیتی را راجع به حضرت علی اکبر امام حسین (ع) سروده است، در روز قیامت حضرت سید الشهدا (ع) نسبت به این فرد ب...
ادامه مطلب
۱- اگر قرار است از اسم (اعم از خودی یا دخیل) فعل ساخته شود ، علی القاعده باید وجه لازم آن تولید گردد و سپس متعددی آن . مثلا از «قبول» عربی شکل متعددی «قبولاندن» ساخته می شود بی آنکه وجه لازم آن (قبولیدن) در دست باشد ! کذا : افشاندن/ تاراندن/خیساندن/چلاندن که وجه لازم از آن سراغ نداریم، فرزندانی که شتاب نموده و قبل از مادر پا به عرصه وجود نهاده اند ! ۲- مثلا از بن «خوردن» علی القاعده باید به صور...
ادامه مطلب
کلمه اعم از فعل و اسم، در فارسی اغلب بی ریشه بوده و منشاء مشخصی ندارد. مثلا کلمه "طبیب" از ریشه مشخصی آمده اند و کلی ایل و تبار در زبان دارد و مشتقات آن تماما ارتباط درون ساختی با یکدیگر دارند و هویت تک تک آنان با قواعد زبانی قابل ثابت و شناسایی هستند. طبابت/ اطبا/ مطب: اولی مصدر دومی جمع مکسر طبابت و سومی اسم مکان . اما وقتی این را برداشته و به جای آن کلمه بی ریشه "پزشک" را گذ...
ادامه مطلب
هیچ کدام از اینها نمیتواند فارسی باشد و گنجاندن آن در کتب لغت نمیتواند توجیه گر فارسی بودن آن باشد. مصادر عقیم و نازا که هیچ اشتقاقی ندارند. نگاهی به دایرة المعارف چند جلدی! "مصادر افعال فارسی" کامیاب خلیلی بابندن: بخشیدن. بخچیدن: احصار کردن. بخریدن: ترکیدن لب. براشیدن: فرو نشاندن. بشودن: بد خلق بودن(؟)،شستن!( رابطه این دو مفهوم کاملا روسن است و نیاز به توضیح ندارد!). بیوستن: استعفا ...
ادامه مطلب
آوردهاند که... مردم شهری بودند که هر گاه پادشاهشان میمرد، بازی شکاری را به پرواز در میآوردند و آن باز بر شانه هرکس مینشست او میشد، پادشاه. از قضا این بار قرعه فال و همای سعادت بر شانۀ «بختالنصر» نشست. حال این بختالنصر که بود؟ او جوانی بود که در کودکی پدر و مادر از دست داد و گرگ ماده...
ادامه مطلب
سلطان محمود غزنوی دستور داد تا بگردند و یک نفر را که در حماقت از دیگران گوی سبقت را ربوده است ،پیدا کنند و به خدمتش بیاورند. ملازمان مدت ها گشتند تا بر حسب اتفاق شخصی را دیدند که بر شاخ درختی نشسته است و با تبری در دست به بیخ شاخه می زند تا آن را قطع کند. ملازمان سلطان با خود گفتند از ای...
ادامه مطلب