1. ناتوانی در کنترل بازی کردن (میزان، تکرار، پایان دادن به بازی و ...)
2. بالا رفتن اهمیت بازی کردن در مقایسه با بقیه فعالیتها و اولویت گرفتن بازی نسبت به دیگرکارهای زندگی یا فعالیتهای روزمره
3. ادامه دادن یا زیاد کردن میزان بازی علی رغم درک صدماتی که بازی میزنهجالب نیست؟ احتمالا خیلیها رو میشناسیم که این شرایط رو دارن و حتی ممکنه در مورد خودمون هم آشنا باشه. همین مساله یک گیر تشخیصی درست می کنه: این شرایط بسیار مرتبط به تفسیر ما از ناتوانی، بالا رفتن اهمیت، دیگر کارهای زندگی و ... است. در مقابل مساله جذاب اینه که این اختلال هم در موارد بازیهای آنلاین میتونه تشخیص داده بشه و هم در مورد بازیهای آفلاین. و البته در آخر باید بگم که میزان شیوع این اختلال، به گفته سازمان جهانی بهداشت «بسیار کم» است و قرار نیست از فردا هر کسی که به نظر پدر مادرش زیاد بازی می کنه رو با برچسب «اختلال بازی ویدئویی» برچسب بزنیم؛ کاری که خیلی از روانشناسها به راحتی با اختلالهای دیگه میکنن. به گفته عضو سازمان جهانی بهداشت دکتر ولادیمیر پوزنیاک «میلیونها گیمر در سراسر جهان هستن که ممکنه واقعا هم درگیر بازیهاشون باشن ولی هیچ وقت کیس مناسبی برای تشخیص اختلال بازی به حساب نیان».
برچسب:
نویسنده: محمد وحدت