در دیده بینشوران ایران در گَرودِمان ( عرش اعلا) همواره آوازی به نوای خوش می آید که روان را خنیایی و رامش از اوست [بن دهش-123]
این دیدگاه نیز مانند بسیاری از دیگر بینش های مغانه از سوی یونانیان بهره برداری و به نادرست از آن "فیساغورس" و به نام "موسیقی افلاک" نگاشته شد. در خور نگرش و توجه است که معنای "گرودمان" را سرای سرود دانسته اند و همانست که مولانا "ناقور کل" می نامد:
ناله سرنا و تهدید دهل
چیزکی ماند بدان ناقور کل
پس حکیمان گفته اند این لحن ها
از دوار چرخ بگزفتیم ما
بانگ گردشهای چرخ است اینکه حلق
می سرایندش به تنبور و به حلق
در گزارش های پهلوی نیز از بانگ بلند و خروش سخت آسمان سخن رفته است [گزیده زادسپرم]. زمانی که زرتشت سروده های آسمانی اش را بر زمین پراکند، خنیاگران خوش آوا، گاتها را با دستگاه ها و گوشه های گوناگون به گوش تاریخ خواندند.
" از چندین سده پیش از میلاد در ایران و هند،ادعیه و سوردهای دینی را با زمزمه یا آهنگ می خواندند. پیش از اسلام در ایران افزون بر دانش تجوید، حروف ویژه ای نیز برای ضبط زمزمه یا قرائت کتب مذهبی داشته اند...
مسلمانان ایران با سوابقی که از کتب دینی باستانی دلشتند، درتقسیم و تنظیم آهنگی آیات و نقل و تعریب اصطلاحات خدمات شایانی انجام دادند و کلمات: آیه، سوره و جزو که همه کلمات دخیل می باشند و بسیاری از اصطلاحات و آثار دیگر تقلید از گذشته را می رساند... کلمه تجوید عربی نیز که از ریشه جاد است معرب "گات" است یعنی خواندن آهنگین" [دبیره-ذ. بهروز]
" نکته در خور اعتنا کلمه گاتار است که هنوز هم نام لحن و نوایست محلی که در کردستان خوانده می شود و جنبه نیایش دارد. نام این نوا از دو پاره "گات" و "تار" ترکیب شده است و زبان کردی "خواننده گات" معنی می دهد. شاید بتوان گوشه "قطار" را که هم اکنون در مایه "بیات ترک" خوانده و نواخته می شود، معرب گاتار دانست و پرده های سازنده لحن ان را از دایره های بسیار کهن موسیقی ایرانی به شمار آورد. وجود وزن در گاتها موید سرود بودن آنهاست" [ پیوند شعر و موسیقی- ح. ملاح]
آهنگ زبان اوستایی برساخته از آوای پرندگانی چون مرغ بهمن (جغد) و زندباف( بلبل) بوده است. هنچنین از پرنده ی دیگری به نام "کرشیپت" یا "کرشفت" یاد شده که در گزارشهای پهلوی نام دیگرش "چَخَروای" است که شاید همان "چرخ" باشد، پرنده ای شکاری از خانواده باز و شاهین.
"فرن بغ دادگی" درباره مرغ کرشفت که سرور پرندگان است می نویسد:
سخن گفتن داند و دین به باروی جم او برد و رواج بخشید. در آنجا اوستا را به زبان مرغ خوانند. [ بن دهش- 89،102]
شیدای دیر مغان حافظ شیراز می گوید:
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می خواند دوش درس مقامات معنوی
مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی
تا خواجه می خورد به غزل های پهلوی
در قصیده ای از خاقانی:
پند آن پیر مغان یاد آورید
بانگ مرغ زندخوان یاد آورید
دجله دجله تا خط بغداد جام
می دهید و از مغان یاد آورید
نظامی گنجوی:
مغنی ره باستانی بزن
مغانه نوای مغانی بزن
منوچهری:
زندخوانان بهی زند زبر می خوانند
بلبلان وقت سحر زیر و ستا جنبانند
قاآنی:
چون مجوسان بلبل از ذوق که دارد زمزمه
چون عروسان گلبن از بهر که بندد گوشوار
سوزنی:
بر گل نو زندواف مزربی آغاز کرد
خواند به الحان خوش نامه پازند و زند
جستار دنباله دارد...
پیرَس: امید عطايي فرد - پیامبر آریایی
سیمور ایرانی...
ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد وحدت بازدید: 141 تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 1:14