وحید یامین پور: خواندن این داستان خالی از لطف نیست. آقا محمد خان قاجار، قرآنى به خط میرزاى تبریزى كه خطاط معروفى بود با جلدى كه به یاقوت و الماس و زبرجد و سایر سنگ هاى گران بها تزئین شده بود به رسم هدیه براى بحرالعلوم ارسال كرد.
◽️وقتى قرآن را آوردند كه به ایشان برسانند درب منزل را زدند با كوبیدن حلقه در بحرالعلوم خود پشت درب منزل آمد و در را باز نمود، در حالى كه دست مبارك آن بزرگمرد بالا و قلم به دستشان بود.
◽️خطاب به آنان فرمود: چه كار دارید؟ گفتند: حضرت سلطان ، قرآنى براى شما فرستاده اند استاد نگاهى به جانب قرآن نمود و گفت : این زینتها و دانه ها چیست كه بر جلد آن نصب شده است ؟ عرض شد: اینها سنگهایى گرانبهاست كه جلد قرآن را با آنها تزئین نموده اند.
◽️گفت: چرا بر كلام خدا چیزى آویخته اید كه باعث زندانى شدن و تعطیل آن مى گردد؟ آنها را از جلد قرآن جدا كنید و بفروشید و قیمت آن را، میان مساكین قسمت كنید.
◽️عرض كردند: قرآن را كه با خط خطاطى معروف است و ارزش زیادى دارد قبول فرمایید. گفت: قرآن را هركس آورده نزد او باشد و آن را تلاوت نماید. این را فرمود و در منزل را بست.
نقل از حجت الاسلام سید مجید پور طبا
منبع: فوائد الرضویه، ص 406. دیدار با ابرار سید بحر العلوم ، ص 27.
سیمور ایرانی...
ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد وحدت
بازدید: 149
تاريخ: دوشنبه
2 بهمن
1396 ساعت: 1:12