داشتم اهنگام گوش میدادم رسیدم به این ترک گفتم یادی بکنم از مرحوم ویگن ، هنرمند مسیحی - ارمنی ایران ، که ناموسا یکی از خاص ترین صدا های جهان بود !
ماجرای این بنده خدا اینطوریه که پس از نسل کشی ارامنه والد گرامیشون در پناه و احتمالا به عنوان نیروی کاری به نزد پدرزن اینده میره و در اخر عشقی میاد بچه باغبون و دختر رئیس در میگیره و منتهی به 8 بچه از جمله اقا ویگن میشه
خواهر برادران زیاد همانا و تحصیل ناقص همان !
گویا میخواسته تا کار نقشه برداری اش بگیره یک پولی با تو کافه خوندن در بیاره که سر از رادیو در میاره و میره بالا تا اهنگ هاش کشوری میشه و بعد از انقلاب هم مثل خیلی های دیگه کوچ میکنه تا همین 15 سال پیش که عمرشو میده به ما و شما ...