ذره ذره، محبت را 1
و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر 1 فکر 1 که بردم، اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️ وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️ وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان، عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️ وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️ وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
♦️وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم، مانند من، فکر میکردیم که بردیم، اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند، دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری...
دکتر هلاکویی
برچسب:
نویسنده: محمد وحدت
تاريخ: دوشنبه
18 دی
1396 ساعت: 5:38