به غیر از مهندس میرسلیم هیچ کس از شما عذرخواهی نکرد بابت این همه وعده بابت این همه سال عملیاتی نشدن سیاست های کلی مقابله با سوانح طبیعی
عذرخواهی مهندس میرسلیم از مردم به دلیل عملیاتی نشدن سیاستهای کلی مقابله با سوانح
به جای آن دو حزب بر آوارهای فروریخته بر سر شما تسویه حساب سیاسی کردند یکی کمتر و یکی بیشتر در حالیکه شما فریاد می زنید کاش نان خشک بیاورید تا به همه غذا برسد عده ای در این جا با کت و شلوار شیک و سکن کاخ های بالاشهر مشغول ارائه آمار دروغین به مردم هستند و قهرمان سازی از قهرمانان شاید زندگی خود هستند!

سه شب گذشته بود که زمینلرزهای بهبزرگی ۷.۳ ریشتر کرمانشاه و کمی بعد پسلرزه ۴.۶ ریشتری حوالی مرز ایران و عراق را لرزاند. این زمینلرزه آسیبهایی به مناطق غربی وارد کرد و منجر به کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنانمان شد. این حادثه خیلی تلخ بود، اما حواشی تلخ تری را به دنبال خود داشت؛ مردمی که خانه هایشان آوار شد، کسانی که خانواده یا عزیزانشان را از دست دادند، زلزله زدگانی که مجروح شدند؛ همه این افراد غم و اندوه بسیاری را به دوش میکشند، اما حالا دغدغهشان این شده که تشنه و گرسنه نمانند و چادر و پتو داشته باشند! زیرا که سه شب است که در سرمای سوزناک و کنار آوارها خوابیده اند! و همه اینها سو مدیریت بحران کشور را نشان میدهد.
مسئولان، مردم و کارشناسان همگی به خطر زلزله در ایران و گسل های موجود پرخطر آگاهی دارند. ایران در 18 سال اخیر لرزش ها و زلزله های ریز و درشت بسیاری را تجربه کرده است. زلزله ای مانند بم با قدرت 6.5 ریشتر که بهای جان بیش از 30 هزار نفر و ویرانی کامل این شهر تمام شد و زلزله های دیگری چون آذربایجان در سال 91 که چندین شهر را درگیر و بیش از 300 کشته بر جای گذاشت.
ایران تجربه زلزله های مرگبار دیگری چون بوئین زهرا و طبس را نیز داشته است. حال پس از مدتی بار دیگر زلزله ای در مرز ایران و عراق روی داده که صدها کشته و زخمی بر جای گذاشته و خسارات مالی فراوانی نیز ایجاد کرده است. زلزلهای به بزرگی هفت و سه دهم بخشهای وسیعی از شمال شرقی عراق و غرب ایران را لرزاند و باعث مرگ صدها نفر از هم وطنانمان شد. پس از زلزله بزرگ، صدها پس لرزه دیگر نیز متعاقب آن روی داده است.
بهرام عکاشه، زلزله شناس معروف کشور در اظهارنظری جالب گفته بود که تنها 15 شهر از میان 500 شهر مطالعه شده، کم خطر در برابر زمین لرزه بوده اند : "شهرهاي كشور را مي توان از نظر ميزان خطر زلزله به چهار دسته شامل خطر خيلي زياد، زياد، متوسط و كم تقسيم كرد كه از حدود 500 شهر كشور كه لرزه خيزي آنها مطالعه شده تنها 15 شهر كم خطر هستند و اكثر آنها آسيب پذيري زيادي نسبت به زلزله دارند."
مشاهده تصاویر و گزارش های ارسالی از زلزله کرمانشاه نشان می دهد که بسیاری از ساختمان های نوساز ویران شده اند. شهرهایی که به کانون زلزله نزدیکتر بوده اند، آسیب های به مراتب بیشتری دیده اند و حتی مراکز درمانی و بیمارستانی نیز از آسیب ها مصون نماده اند. فرهاد تجری نماینده سرپل ذهاب در اظهارنظری گفته است: "سرپل ذهاب یک بیمارستان دارد که آن هم در این حادثه تخریب شده است. بیماران و پرسنل این بیمارستان در زیر آوار ساختمان مدفون شده و امکان ارائه خدمات از جانب این مرکز وجود ندارد."
جدی نگرفتن خطر زلزله در ایران و عدم وجود سیاست سختگیرانه برای پیشگیری از تبعات و تلفات آن باعث شده همچنان کشور از زلزله آسیب های غیرقابل جبرانی ببیند. اصطلاح ساختمان های نوساز فرسوده چندسالی است که باب شده است. ساختمان هایی که با مصالح بی کیفیت توسط پیمانکاران و سازندگان ساختمانی به بهره برداری می رسند و لی عمر مفید آنها بسیار پایین تر از استانداردهای عرف در جهان است. حال به گوش می رسد که امضاهای مهندسان ناظر ساختمانی نیز به راحتی به فروش می رسند و پیمانکاران با خیالی راحت می توانند، ساختمان خود را با کمترین نظارتی بالا ببرند.
متاسفانه شهرسازی در کشور به بدترین نوع خود در حال پیگیری است. زلزله خطری است که همیشه در کمین این نوع شهرسازی است و حتی با زلزله هایی با قدرت کم نیز شاهد ترک خوردگی و یا ویرانی ساختمان ها هستیم. این در حالیست که وقوع زلزله در شهرهای بزرگ و کلانشهرها به مراتب خسارات و تلفات بسیار بالایی ایجاد می کند.
یکی از زلزلهزدگان کرمانشاه با انتقاد از نحوه توزیع امکانات میگوید: «شب گذشته چادرهای مسافرتی و پتو به دست کسانی رسید که قدرت بیشتری داشتند. اما بسیاری از زلزله زدگان نتوانستند چادر بگیرند و مجبور شدند شب را با سوز سرما به صبح برسانند. البته برخی دیگر از زلزلهزدگان که اقوامشان در شهرهای دیگر بودند با خوراکی و چادر و پتو به کمک آشنایانشان آمدند.»
این هموطن کرمانشاهی با ناراحتی ادامه میدهد: «غذا و آب هم به اندازه کافی نبود، کاش اوضاع را مدیریت میکردند. کاش نان خشک برایمان میآوردند، اما برای همه غذا میرسید.»
خانمی که هنوز بغض از دست دادن دوستان و آشنایانش را دارد و هنوز در شوک این زلزله است، میگوید: «مصیبتی که زلزله بر سر ما آورد یک طرف و سوء مدیریت مسئولان از طرف دیگر قلبمان را آزرده، پتو و چادر خیلی کم است و خیلیها بدون امکانات ماندهاند. متاسفانه غذای گرمی به ما ندادهاند و حتی خرمایی را هم که برایمان آورده اند، کرم یا حشره داشت و خراب بود. کاش این بیمهریها زودتر تمام شود و مسئولان به خودشان بیایند.».
اما یکی دیگر از زلزله زدگان کرمانشاه با اعتراض به بی توجهی مسئولان میگوید: «در مرز کشور سختی کشیدیم تا این خانهها ساخته شود، حالا ویران شده و این بدترین مصیبتی بود که میتوانست بر سر ما بیاید. نان خشک، آب و پتو خیلی کم است؛ و اکثر کارهایی که تا الان انجام شده یا توسط مسئولان مردمی بوده و یا خود مردم.»
مدیریت بحران در کرمانشاه کجاست؟
هنوز از یادها نرفته است که شهریور ماه سال ۹۴ مرکز ملی مدیریت رخدادها و بحران کشور با حضور وزیر کشور افتتاح شد. مرکزی که درست در همین زمان لازم بود تا کاری انجام دهد، ولی انگار بود و نبودش فرق چندانی نمیکند!
انگار یک داستان همیشگی در حال تکرار شدن است؛ اینکه عدهای از مسئولان جمع شوند، جلسه بگذارند و برای روزهای حادثه به فکر چاره باشند. اما باز هم وقتی که اتفاقی میافتد، صدها مشکل و سوءمدیریت بروز میکند و در آخر هم هر کس تقصیر را بر گردن دیگری میاندازد! و در پایان این داستان تکراری هم مشخص نمیشود که اصلا دلیل برگزاری جلسات و تصمیمات مسئولان چه بوده است؟!
اما این چیزی که مشخص شد، این است که در حادثه زلزله کرمانشاه چه مرکز مدیریت بحران کشور وجود داشت و چه وجود نداشت، تفاوتی در شرایط زلزله زدگان کرمانشاه ایجاد نمیشد زیرا که عمده کارها به دست سایر مسئولان انجام شده و یا خود مردم آستینهایشان را برای کمک به هموطنانشان بالا زدهاند.
سیمور ایرانی...
ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال میکنید
برچسب: مسئولین,
نویسنده: محمد وحدت
بازدید: 166
تاريخ: چهارشنبه
24 آبان
1396 ساعت: 17:18