فردی فقیر ڪه برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شڪار ڪرد و از پوست آن خیکِ روغن ساخت.
به او گفتند: پوست روباه حرام است.
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مڪتب دار رفت و سوال ڪرد.
مڪتب دار عصبانی شد و گفت: تو نمی دانی ڪه روباه حرام است؟
مرد گفت: ای داد و بیداد، بد شد!
مڪتب دار پرسید: مگر چی شده؟
گفت: آقا، روغنی در آن است ڪه برای حضرتعالی آورده ام.
مڪتب دار گفت: جانور، روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت: نمی دانم. روبه چیست؟
مڪتب دار گفت: حیوانی ست بسیار شبیه روباه، برو آن را بیاور، ان شاالله روبه است.
ان شاالله پاک است. بد به دل راه نده!
برچسب:
نویسنده: محمد وحدت
تاريخ: جمعه
19 آبان
1396 ساعت: 21:38