دیروز اتفاق جالبی افتاد که بد نیست اینجا نقل کنم .
جناب مدیرعامل شرکت مان از من و یکی از همکارانم خواست که به اداره صنابع مراجعه کنیم برای انجام کاری .
ما به اداره صنایع رفتیم و بعد از دیدار با برخی کارکنان انجا قرار شد یک وقت ملاقات با رئیس آن اداره بگیریم . برای ست کردن زمان ملاقات با جناب رئیس نزد منشی ایشان رفتیم که خانمی بودند . به ایشان گفتیم که چکار با اقای رئیس داریم و یکوقت برای ما برای ملاقات و گفتگو با اقای رئیس تعیین کنند .
در این موقع همکارم به ان خانم گفت : مادرجان ! ما عجله داریم . :fav42:
همین موقع من دیدم خانم منشی بسیار اخم کردند ! خلاصه با همکارم در اطاق مجاور نشستیم و من به همکارم گفتم : کار خوبی نکردی که این خانم را مادر خطاب کردی ! یعنی سن او را بالا نشان دادی !
همکارم گفت : همینطوری از دهنم پرید ! حالا مگه مشکلی پیش میاد ؟! من گفتم : بنظر منکه این خانم حالا دیگه نه تنها امروز بهمون وقت نمیده بلکه کلی کارمون رو عقب میندازه !
چند دقیقه بعد ان خانم ما را صدا زد و با اخم گفت : امروز که اقای رئیس وقت ندارند ! یرید یک هفته بعد بیائید !! :fav42:
اصرار ما به جایی نرسید ! :fav30:
وقتی از اداره امدیم بیرون من به همکارم گفتم : این آشی هستش که تو برامون پختی ! همکارم گفت : خب هفته دیگه که اومدیم من ایشان را دخترم خطاب می کنم !! :fav28::fav8:
خلاصه این حساسیت خانمها کلی کار ما و کار شرکت مون را عقب انداخت ! :fav31::fav28:
سیمور ایرانی...
ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد وحدت
بازدید: 127
تاريخ: جمعه
28 مهر
1396 ساعت: 2:55