اندر حکایت کلمه سازی در فارسی(۲)

خرید بک لینک
هیچ کدام از اینها نمیتواند فارسی باشد و گنجاندن آن در کتب لغت نمیتواند توجیه گر فارسی بودن آن باشد. مصادر عقیم و نازا که هیچ اشتقاقی ندارند.

نگاهی به دایرة المعارف چند جلدی! "مصادر افعال فارسی" کامیاب خلیلی

بابندن: بخشیدن. بخچیدن: احصار کردن. بخریدن: ترکیدن لب. براشیدن: فرو نشاندن. بشودن: بد خلق بودن(؟)،شستن!( رابطه این دو مفهوم کاملا روسن است و نیاز به توضیح ندارد!). بیوستن: استعفا دادن.( معلوم میشود در قدیم ما سیستم اداری قوی داشتیم و اصطلاحات آن را هم!). انجیردن: سوراخ کردن( ظاهرش را نگاه نکنید، ارتباطی به "انجیر" ندارد!). بشکولودن: چست بودن، پریشان بودن، آماده ساختن ( قابل تحسین است یک کلمه با چند معنای متجانس! در این صورت اگر فرمانده به سرباز گفت: بشکول! آن بیچاره متحیر میماند که چه کند تا بشکلوده باشد: چست باشد، پریشان کند، یا آماده سازد؟!). برمچیدن: خزیدن. ...

فرهنگ معین:

انجوخیدن: درهم کشیده شدن پوست. برمچیدن: لمس کردن( دیدیم که قبلی یعنی آقای خلیلی معنی آن را خزیدن فرموده بود! ایراد ندارد شما خواننده محترم عمل به احتیاط کرده همه را قبول بفرماید چه اشکالی دارد؟ صدتا معنی دیگر هم داشته باشد، جایی که به کار نخواهید برد مشکلی پیش آید، پس دل لغویون عزیز را نشکنید و همه را قبول فرموده و به حساب توانایی لغات از لحاظ وسعت توانایی معنی بگذارید!) ورپلخیدن: بیرون زدن. ورچلوزیدن: پلاسیدن. ...
سیمور ایرانی...

ما را در سایت سیمور ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: اندر,حکایت,کلمه,سازی,فارسی۲, نویسنده: محمد وحدت بازدید: 158 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 13:28

صفحه بندی