سیمور ایرانی

متن مرتبط با «بیمارستانی» در سایت سیمور ایرانی نوشته شده است

من در سرپل ذهاب میu200cدیدم که آدمu200cها بهu200cراحتی دارد میu200cمیرند و بیمارستانی نبود

  • نیلوبلاگ

    پنج صبح روز زلزله رسیدم به بیمارستان اسلامآباد. دیدم تمام جنازهها داخل حیاط است. به فرماندار گفتم: «چرا نمیبرید داخل؟» گفت: «بیمارستان تخریب شده». گفتم: «بیمارستانی که شش ماه پیش افتتاح کردید تخریب شده؟» گفت: «بله». بیمارستانی که قرار بود برای ما محل یاری باشد باری شد روی دوش ما. حتی پرستارها جرات نمیکردند که بروند از آنجا دارو بیاورند. هر آن احتمال میدادند ریزش کند. ولی بخش قدیمی بیمارستان تخریب نشده بود، فقط بخش تازهساز آن تخریب شده بود. نماز خواندم و حرکت کردم سرپل ذهاب و دیدم بیمارستا...

    ادامه مطلب